تبليغاتX
علی دایی | Ali Daei - www.DaeiNews.ir
شنبه بیست و چهارم بهمن 1388

علی دایی با رساندن میانگین امتیازات پرسپولیس به عدد 2 در صدر مربیان جانشین ایستاده که توانسته اند آمار تیمشان را بهبود بخشند

تعویض مربیان در لیگ برتر همیشه با استدلالی همراه بوده که به آن شوک وارد شدن به بازیکنان گفته می شد. گاهی اوقات شوک وارد شده به تیم های بعد از تعویض مربیان آنقدر عجیب و غریب بوده که بقیه تیم ها را هم وسوسه کرده تا با ایجاد تغییراتی شگفتی ساز شوند. اما در لیگ امسال تغییراتی داشته ایم که نه تنها باعث پیشرفت تیم نشده بلکه سقوطی قابل توجه را به دنبال داشته است.

آخرین نمونه این قضیه استقلال اهواز است. پس از جدایی مجید باقری نیا و حضور افشین کمایی به جای او میانگین امتیازی آبی پوشان اهواز از 9/1 امتیاز به 5/0 امتیاز رسید تا شفیع زاده دست به دامان احمدزاده شود. در مس کرمان هم شرایطی تقریبا مشابه وجود دارد. لوکا بعد از پرویز مظلومی نتوانسته بهبودی در میانگین امتیازی مس بوجود بیاورد و امتیاز این تیم در 12/1 باقی ماند.

بیشترین پیشرفت امتیازی هم در تیم پرسپولیس و با حضور علی دایی اتفاق افتاده است. پس از حضور دایی میانگین امتیازی پرسپولیس با جهشی قابل توجه به میانگین 2 امتیاز در هر بازی رسیده.

نوشته شده توسط علیرضا در 18:4 | لینک ثابت
سه شنبه بیستم بهمن 1388
سرانجام پرونده‌ی دربی ۶۸ هم بسته شد و نوار تساوی‌های کسل کننده دو تیم با شوت زیبای کریم باقری پاره شد. علی دایی که حالا مرد محبوب و اول سکوهای سرخ است توانست در اولین تجربه سرمربی‌گری خود در دربی تهران یک پیروزی ارزشمند را کسب کند. بردی که قطعن می‌تواند تضمین‌کننده حضور علی دایی بر روی نیمکت پرسپولیس در فصل آینده باشد.

علی دایی با برد در دربی توانست بازگشت شکوهمندانه‌ای به سطح اول فوتبال ایران داشته باشد و او حالا دوباره خبرسازترین مرد فوتبال ایران است. شرایط تیم پرسپولیس در این دیدار به گونه‌ای بود که چاره‌ای بجز پیروزی نداشت و دایی خوب می‌دانست با بردن استقلال می‌تواند با یک تیردونشان بزند. اول از همه فتح دربی یعنی بازگشت دوباره‌ی او به اوج محبوبیت و دوم این‌که دربی بهترین فرصت برای او بود تا خاطره‌ی بد تیم ملی را از بین ببرد و ثابت کند او هم می‌تواند مرد بازی‌های بزرگ باشد.

خوشحالی بیش از حد علی دایی پس از پایان بازی خود گواه این قضیه هست که علی دایی در چند وقت اخیر فشارهای زیادی را تحمل کرده و دربی تهران بهترین فرصت برای او بود تا خود را از زیر فشارهای چند وقت اخیر خلاص کند.
درست در لحظاتی که اکثر فوتبال دوستان منتظر یک تساوی کسل‌کننده دیگر بودند این کریم باقری بود که با شوتی سرکش و زیبا دروزاه وحید طالب لو را باز کرد تا ثابت کند او می‌تواند ۸۵ دقیقه در زمین راه برود ولی در یک لحظه توانایی این را دارد که نتیجه‌ی یک دیدار سرنوشت‌ساز هم‌چون دربی را تحت تاثیر قرار بدهد.

درست در همین لحظات است که فرق بین بازیکنان بزرگ و بین‌المللی با بازیکنان متوسط آشکار می‌شود بازیکنی مانند سیدصالحی ازدوقدمی توپ را به دست دروازه بان می‌کوبد ولی کریم باقری با ۳۶ سال سن از فاصله ۳۰ متری دروازه حریف را باز می‌کند. کریم باقری ۳۶ ساله باز هم ثابت کرد که یک بازیکن تمام نشدنی است و هنوز هم می‌تواند شاه مهره بازی‌های بزرگ لقب بگیرد.
برای کریم باقری و درخشش او باید خوشحال بود ولی در دل درخشش کریم باقری یک واقعیت تلخ و دردناک نهفته است و آن این است که هنوز هم فوتبال ما موفق نشده است یک هافبک مقتدر و با کلاس هم‌چون کریم باقری کشف کند. کریم باقری باید الگویی باشد برای بازیکنان جوانی که به دنبال ستاره شدن و درخشیدن هستند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا در 14:13 | | لینک ثابت
یکشنبه یازدهم بهمن 1388
سايت گل در مصاحبه با علي دايي سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس در گزارشي نوشت: وي يك بار ديگر به عرصه فوتبال بازگشته و اين بار سكان هدايت محبوب ترين باشگاه ايران را به دست گرفته است.

به گزارش روز يكشنبه ايرنا، سايت گل در ادامه افزود، پرسپوليس همان جايي است كه دايي در آن مشهور شد و بعد از آن سر از آلمان و تيم‌هاي آرمينيا بيله فلد، بايرن مونيخ و هرتابرلين در آورد.

وي چند سال بعد دوباره به پرسپوليس برگشت اما سپس در سايپا از دنياي بازيگري خداحافظي كرد.

دايي در اين مدت با به ثمر رساندن ‪ ۱۰۹‬گل براي تيم ملي فوتبال ايران به بهترين گلزن تاريخ جهان تبديل شد.

او پس از يك دوره موفق مربيگري در سايپا و رساندن اين تيم به قهرماني در مسابقات ‪ ۲۰۰۷‬ليگ برتر، مربيگري تيم ملي فوتبال ايران را بر عهده گرفت.

دايي در تيم ملي اولين ضربه بزرگ حرفه‌اي خود را تجربه كرد و پس از نتايج ضعيفي كه در مقدماتي جام جهاني ‪ ۲۰۱۰‬گرفت، در سه بازي باقي مانده به پايان اين رقابت‌ها اخراج شد و جاي خود را به افشين قطبي داد اما باز هم ايران نتوانست به جام جهاني صعود كند.

وي اكنون در اواسط مسابقات فصل جانشين زلاتكو كرانچار سرمربي كروات پرسپوليس بحران زده شده است.

دايي درباره وضعيت كنوني تيم پرسپوليس و مصدوميت تعدادي از بازيكنان كليدي اين تيم گفت: طبق برنامه تمرين مي‌كنيم و بازيكنان خيلي با انگيزه هستند. بايد با بازيكنان اصلي خود مثل باقري، رضايي و ديگران به آمادگي برسيم.

قبل از ورود وي، خبرهاي زيادي از شكايت بازيكنان در مورد هم تيمي هايشان، بازي نكردن و ديگر مشكلان منتشر مي‌شد اما اكنون كمتر چنين چيزهايي به گوش مي‌رسد.

سرمربي جديد پرسپوليس در اين‌باره افزود: ما يك خانواده هستيم. در هر خانواده‌اي اختلاف نظر وجود دارد. در هر بازي من فقط ‪ ۱۸‬بازيكن را مي توانم انتخاب كنم و حداكثر ‪ ۱۴‬نفر مي‌توانند بازي كنند. از اكنون تا آخر فصل مسابقات زيادي داريم. جام حذفي هم هست كه فرصت زيادي را براي بازيكنان به وجود خواهد آورد.

دايي اظهار داشت: به همه مربيان احترام مي‌گذارم و هر يك از آنان برنامه خاص خود را دارند. وقتي در اروپا بازي مي‌كردم، در هر تيمي كه بودم بازيكنان از قبل برنامه زمان تمرين، بازي و استراحت خود را مي‌دانستند.

من به همه بازيكنان برنامه كتبي داده ام.

وي به سوالي در مورد استفاده از هوار ملا محمد مهاجم ملي پوش عراقي و همچنين وسلي برازيليا پاسخ داد: همه بازيكنانمان را مي‌خواهيم. در مورد وسلي باشگاه ابتدا بايد مسائل انضباطي او را حل كند. اما هوار بازيكن خوبي است و من شرايط او را ارزيابي خواهم كرد تا به محض اينكه مشكلات او با باشگاه حل شد، از او استفاده كنيم.

دايي در مورد برنامه‌هاي خود براي حل مشكلاتي كه پرسپوليس در گلزني دارد، تاكيد كرد: فكر نمي‌كنم چنين مشكلي داشته باشيم. ما تعدادي از بهترين مهاجمان ايران را در اختيار داريم. اما بايد در تاكتيك‌ها و برنامه‌هاي بازي آنها تجديد نظر كنيم.

وي كه با توجه به در دست گرفتن مربيگري پرسپوليس در اواسط فصل، زمان كمي براي رسيدن به موفقيت دارد، خاطر نشان كرد: به اين تيم آمده ام تا آن را به بالاي جدول و جايگاهي كه نام پرسپوليس شايسته آن است، برسانم. دنبال بهانه نيستم. وقتي مربيگري اين تيم را قبول كردم، از توانايي بازيكنان اطلاع داشتم. انتظارات هواداران بالا است و ما بايد آن‌ها را برآورده كنيم.

سرمربي پرسپوليس از قرار گرفتن در جمع سه تيم نخست جدول مسابقات ليگ برتر و قهرماني در جام حذفي به عنوان اهداف خود نام برد و با اشاره به عملكرد اخير تيم ملي ايران و افشين قطبي خاتمه داد: جز آرزوي بهترين‌ها براي تيم ملي، چيز ديگري در مورد اين تيم نمي‌توانم بگويم.
نوشته شده توسط علیرضا در 18:9 | لینک ثابت
جمعه دوم بهمن 1388
بعد از شكست نگران‌كننده چهار بر يك سرخپوشان در مقابل تيم شاهين بوشهر هنوز پس‌لرزه‌هاي آن را مي‌توان در جريان تمرينات و اطراف اين تيم ديد. از درگيري هاي لفظي محسن خليلي با برخي از خبرنگاران تا اعتراض برخي از ليدرها به بازيكنان كم كار همه و همه نشانه‌هايي از بروز اختلاف و مشكلات تازه در جمع سرخپوشان است.

به گزارش ایلنا؛ محسن خليلي كه چند مدتي است به دليل بازي‌هاي نه چندان خوب خود در تركيب پرسپوليس با انتقادات آنها روبرو شده است، حالا به تنهايي مي‌خواهد در مقابل همه آنها بايستد و به تعبيري آنها را تاديب كند. كاري كه اگر چه هنوز با عكس‌العمل باشگاه پرسپوليس روبرو نشده است، اما در آينده‌ مي‌تواند براي مهاجم پرسپوليس مشكلاتي را به وجود بياورد.

علي دايي كه در نخستين تمرين بعد از شكست با حالت قهر بر سر تمرينات تيمش حاضر شده بود، حالا چنين به نظر مي‌رسد كه با گذشت زمين او هم از خيلي از مسائل ايجاد شده در بازي بوشهر گذشته است. اما آنچه قطعيت دارد، اينكه چند بازيكن پرسپوليس ديگر در تركيب اين تيم قرار نخواهند گرفت و بنا بر آن مي‌توان انتظار داشت كه در بازي جمعه اين تيم در مقابل راه‌آهن يك پرسپوليس به ظاهر جوان‌تر شده را در ميدان ديد.

به طوري كه پس از مصدوميت حقيقي و عملكرد بسيار ضعيف ميثاق معمارزاده، پرسپوليس به حسين ناهيجي دروازه‌بان پيشين اميد استقلال بيشتر ميدان داده و به فكر آماده كردن او هستند هر چند كه اين اميدواري هم وجود دارد، كه ناهيجي بتواند در بازي با راه‌آهن پيراهن شماره يك سرخپوشان را نيز به تن كند.

پرسپوليس‌ها از كريم باقري و شيث رضايي هم خواسته‌اند كه هر چه زودتر خودشان را به فرم آمادگي ايده‌آل برسانند، چرا كه چنين به نظر مي‌آيد كه اين روزها پرسپوليس‌ها از عدم حضور يك بازيكن بزرگتر يا ليدر در زمين بازي رنج مي‌برند.
نوشته شده توسط علیرضا در 16:5 | لینک ثابت
یکشنبه بیست و هفتم دی 1388
هومن افاضلي دستيار علي دايي در تيم ملي درباره سبك مربيگري او مي‌گويد: «بزرگ‌ترين حسن دايي در روحيه جاه‌طلب و تماميت‌خواهش خلاصه مي‌شود. تيم ما ايرادهاي تاكتيكي زيادي داشت اما وقتي علي آقا وارد رختكن مي‌شد و مي‌گفت «امروز بايد برنده شويم» مي‌رفتيم داخل زمين و برنده مي‌شديم. علي‌آقا در ذهن بچه‌ها نفوذ مي‌كرد و تيم با فريادهاي او به حركت درمي‌آمد.»

به نوشته تهران امروز؛ مربيگري با تكيه تمام قد به كاريزما، سنت ديرينه موفق‌ترين مربيان تاريخ فوتبال ايران است كه ته‌مانده‌هاي آن را مي‌توان در شيوه مربيگري مربياني چون علي دايي و امير قلعه‌نويي به تماشا نشست، آنچه كه در دوران مربيگري علي پروين بر فوتبال ايران به اوج رسيد و با افول او آرام‌آرام روبه‌خاموشي ‌گذارد. نقل خاطره‌اي از حامد كاويانپور موضوع را روشن‌تر مي‌كند: «در تهران با مقاومت سپاسي بازي داشتيم. نيمه اول ضعيف بازي كرديم و صفر – صفر مساوي به رختكن رفتيم. ناصر ابراهيمي پاي تخته رفت تا توصيه‌هاي تاكتيكي نيمه دوم را ديكته كند اما علي‌آقا كه چشمانش از عصبانيت سرخ شده بود فرياد زد: «ناصر ول‌ كن اين بي‌غيرتارو. اينا فوتباليست نيستن.»

سكوت مرگباري بر رختكن حاكم شد و بدون آنكه يك كلمه حرف رد و بدل شود به زمين بازي برگشتيم. آن بازي را چهار بر صفر برديم و ورزشگاه از دقيقه 60 به بعد سلطان علي پروين را فرياد مي‌زد.»
تيم ملي ايران در آخرين دوره برگزاري جام ملت‌هاي آسيا با مربيگري امير قلعه‌نويي با دو گل از چين عقب افتاد. تعدادي از بازيكنان نقل كرده‌اند كه آقاي سرمربي بين دونيمه لژيونرها را خطاب قرار داد و گفت: «آقاي بولتون، آقاي اوساسونا، اين چه وضع بازي كردنه! اسمتون رو تريلي نمي‌كشه.»

راويان ماجرا به اتفاق از اين ادبيات با خاطره‌اي تلخ ياد مي‌كنند اما فراموش نكرده‌ايم كيفيت بازي تيم ملي در نيمه دوم زير و رو شد و آن بازي با نتيجه مساوي 2-2 به پايان رسيد.

***
فتح جام‌هاي قهرماني با چنگ زدن به تحريك انگيزشي و تهييج روحي بازيكنان بسيار در فوتبال ايران اتفاق افتاده و مربياني كه با شعار فوتبال علمي وارد صحنه شدند در گذشته‌اي نزديك با القاب طعنه‌آميز مورد تمسخر قرار مي‌گرفتند. تدريجا اما علي پروين با نسلي مواجه شد كه از ترس چشم‌ها و زبان سرخ او سرشان را پايين نمي‌انداختند و بي‌حرمتي را بي‌پاسخ نمي‌گذاشتند. فيروز كريمي نمونه ديگري است. او در اين سال‌ها بارها تا مرز درگيري فيزيكي با بازيكنانش پيش رفته و آخرين موفقيتش در گردوغبار ناكامي‌هاي پياپي دفن شده است.

بعدازظهر ديروز علي دايي در گام دوم شكست حقيرانه‌اي را روي نيمكت پرسپوليس تجربه كرد. او كه با ماموريت زنده نگه داشتن اميدهاي قهرماني اين تيم وارد معركه شده بود مقابل تيمي كه بيش از چند ماه از مهاجرتش به ليگ برتر نمي‌گذرد سيلي محكمي خورد و وقتي دريافت فريادهايش دردي را دوا نمي‌كند در دقايق پاياني روي نيمكت نشست و در حالي كه اثري از تكبر هميشگي در چهره‌اش ديده نمي‌شد به تماشاي بازي اكتفا كرد.

چندمتر آن طرف‌تر از او محمود ياوري نيازي به داد و فرياد و چشم غره رفتن به بازيكنانش نداشت. او تيمش را در تمرينات با سواد بارآورده و اين برتري ذهني در دقيقه به دقيقه بازي به چشم مي‌آمد. دايي تلاش كرد بين دو نيمه تيم دگرگون‌شده‌اي را به ميدان بفرستد اما غيرت و ايثار و با سردويدن براي جبران مافات كافي به نظر نمي‌رسيد. درست مثل معلم كلاس اولي كه در جلسه اول با چوب بالاي سر شاگرد بايستد و به او ديكته بگويد. ترس از چوب بي‌ترديد قلم نادان را روي كاغذ به حركت در نمي‌آورد.

وقتي كاريزماي امثال علي دايي، علي پروين و ناصر حجازي گره‌اي باز نمي‌كند يعني اين قصه به پايان رسيده و بايد دفتر مربوط به آن را بست.

علي دايي مي‌توانست قبل از كليد خوردن پروسه شكست سنگين در بوشهر فكري به حال كانال‌هاي عريض كناره‌هاي زمين بكند و با القاي يك تغيير تاكتيكي ساده و به زبان آوردن چند جمله كوتاه جلوي فاجعه را بگيرد. آنچه به انرژي بسيار كمتر و البته پويايي ذهني بيشتري احتياج داشت.

وقتي پرسپوليس با دو گل عقب مي‌افتد دست و پاي بازيكن اين تيم با تماشاي هيبت ترسناك علي دايي روي نيمكت مي‌لرزد. اما حركات محمود ياوري در كنار زمين همه انرژي مثبت و تشويق و تزريق انگيزه بود. اخم‌هاي درهم دايي، چشم‌هاي سرخ پروين و چهره حق به جانب حجازي به تاريخ پيوسته است. اينك يك جو سواد شعله خرواري از فرياد را فرو مي‌نشاند.
نوشته شده توسط علیرضا در 17:29 | | لینک ثابت
یکشنبه بیست و هفتم دی 1388
هنوز جوهر خبر شكايت قضايي 8 ميليارد توماني باشگاه پيام مشهد از خداداد عزيزي خشك نشده بود كه توهين و حمله به صمد مرفاوي گوش فلك را كرد كرد. اين در حالي است كه چهره سرشناسي مثل علي دايي اخيرا بعد از مدت‌ها دوري ناخواسته از فوتبال توانست به عالم اين ورزش برگردد.

به نوشته جام جم؛ چهره‌هاي سرشناس قديمي‌تري چون علي پروين، ناصر حجازي، حسن روشن و احمدرضا عابدزاده هم طي سال‌هاي اخير از هجمه‌ها و كم‌مهري‌ها بي‌نصيب نمانده‌اند در حالي كه همواره حفظ شان و جايگاه فوتباليست‌ها و ورزشكاران نامي به عنوان اصلي الزامي در تمام جوامع مطرح بوده و در همه ملل و فرهنگ‌ها به لزوم تكريم نمونه‌ها و چهره‌هاي شاخص پي برده شده است.

به هر حال، سازمان تربيت بدني به عنوان متولي ورزش كشور در رويكرد تازه خود كه هدايت راهبردي و نظارتي بر امور ورزش و پرهيز از ورود به كارهاي دست و پاگير اجرايي است بايد صيانت و مراقبت از حريم چهره‌هاي شاخص ورزشي و فرهنگ‌سازي در اين زمينه را به عنوان يكي از اولويت‌هاي اصلي خود مد نظر قرار دهد.

اين كه باشگاهي يك سال پس از سقوط به ليگ دسته اول به خاطر بياورد مربي اسبقش در ايجاد اين اتفاق ورزشي نقش داشته است و هزينه‌هاي سقوط خود را به ميزان 8 ميليارد تومان برآورد كند و طي شكايتي حقوقي به دادسراي عمومي، خواهان پرداخت اين خسارت از سوي همان سرمربي شود اتفاق عجيبي است كه شايد نمونه آن در جاي ديگري از جهان پهناور ورزش به چشم نخورده باشد، بويژه آن كه سرمربي مذكور فردي است كه با سرمايه‌هاي مادي و معنوي فراوان اين مملكت، اكنون به جايگاهي از اشتهار و توجه افكار عمومي در داخل و حتي خارج از كشور رسيده است. قطعا تخريب چنين فردي به مفهوم سوزاندن انبوه سرمايه‌هاي مورد اشاره است.

به هر حال حتي اگر صرف نظر از نگاهي فرهنگي و ارزشي رويكردي صرفا تجاري، صنعتي يا سياسي نيز به ورزش داشته باشيم تخريب، تضعيف يا تحقير ستاره‌ها يا پيشكسوتان مطرح و صاحب‌نام، حركتي كاملا غلط و زيان‌ده محسوب مي‌شود، چرا كه در دنياي امروز اين گونه چهره‌هاي مطرح و شناخته شده نقش قدرتمندي در ابعاد تبليغاتي ايفا مي‌كنند.

البته شخصيت ها و افراد صاحب شهرت در عر صه ورزش نيز بايستي از هر حيث از رفتار و كردار خويش مراقبت كرده و به اين نكته توجه داشته باشند كه اعمالشان زير ذره‌بين نقد وبررسي قرار دارد و نبايد جاي اما واگري در رفتار اجتماعي و ورزشي خويش بر جاي بگذارند.

به هر حال بر مسوولان ورزشي و رسانه‌اي كشور است كه در صيانت حفظ و نكوداشت نام‌هاي بزرگ و شناخته شده ورزش و دوري خدشه‌هاي گوناگون به اين سرمايه‌هاي ملي، بيش از پيش حساس و كوشا باشند.
نوشته شده توسط علیرضا در 16:45 | لینک ثابت
چهارشنبه بیست و سوم دی 1388

محمد جماعت/ شهرت يا محبوبيت؟ اين پرسش، دو گانه‌اي است كه از ديروز‌ها تا امروز، علي دايي و زيست او در سپهر فوتبال ما، بدان مبتلا بوده است. او را چه مي‌‌توان ناميد و چه دانست؟ شايد اين را نيز بايد به فهرست پرسش‌هاي بي‏پاسخ خود بيفزاييم چرا كه معمايي است كه تا كنون پاسخي برايش متصور نبوده است.

در واقع، حيات حرفه اي علي دايي در سال‌هاي اخير، متاثر از اين پرسش بوده كه مبدع آن هم علي پروين است. حتما آن هنگام را به ياد داريد كه او، دايي را فردي دانست كه مشهور است؛ نه محبوب. اما به راستي، اين مهاجم ديروز و مربي امروز، حامل كداميك از اين دو است؟

***
علي دايي را سفير صلح و دوستي در جهان ناميده اند. او مدعو بي چون و چراي فوتبال ايران در مجامع بين‌المللي است و در فيفا نيز كرسي و مقامي دارد كه بي ترديد، برازنده اوست؛ به خصوص با گردن آويزي (ترجمان فارسي كروات) كه قد و بالاي اين غيور مرد را بيش از پيش جلوه مي‌دهد. او در تمام عرصه‌هاي جهاني حضور دارد و كنار بزرگاني قرار مي‌گيرد كه گرفتن عكس يادگاري با آنها، براي بي شماري از جوانان و نوجوانان اين ديار، چون خواب‏هاي شاه پريان است.

او تمام اينها است؛ اما هرگز آني نبوده كه اين مردم در پي‌اش بوده اند. او هرگز به مرحوم غلامرضا تختي تبديل نشد كه مردم به عشقش، خياباني را ببندند تا جهان پهلوان را ياور مصيبت زدگان نام نهند. او هرگز چون علي پروين نبود كه برايش گوسفند قرباني كنند و فرياد "سلطان سلطان" را بشنود.

آري؛ علي دايي، هرگز چنين نبوده؛ اما فرجامي چون اينها را در پيش دارد. عجب است و بس عجب كه بزرگان عرصه ورزش اين ديار، همگي (استثنايي را در تاريخ پرفراز و نشيب آن نمي‌يابم)، فرجام هاي يكسان و مشابهي داشته اند؛ بي فرجامي.

درست متوجه شديد. آنها قصه‌هاي ناتمام مردمي هستند كه گويي به عادت ديرينه‌شان تبديل شده كه بر اسطوره‌هاي خود بگريند و سوختنشان را نظاره گر باشند. البته، در اين بين، حكايت علي دايي، كمي متفاوت است و البته، هم سوي دوراني است كه در آن زيست دارد. اندكي تامل داشته باشيد تا بخوانيد آنچه مقصود اين قلم است.

***
از غلامرضا شروع مي‌كنم كه تجلي ناكامي دوران قهرماني است كه تا روز نگارش اين سطور، عيان نشد كه چه بر سرش آمد. روزگار را چه ديده‌ايد؛ شايد بخت يار شد و آيندگان دانستند آنچه بر ما نامعلوم است.

او كه در دوران پهلوي دوم و اوج مبارزات به عنوان مبارز شناخته مي‌شد، به يك باره رفت؛ عجب رفتني كه سر آن تا امروز نيز نامشخص است. او كه توانست خيل عظيمي را بسيج كند تا نام خود را در تاريخ به عنوان ياور زلزله زدگان ثبت كند، مدتي مي‌شد كه نماد مبارزه عليه حاكميت نام گرفته بود.

او كه نامي و رسمي براي خود داشت، هر كوي و بر زن را تكان مي‌داد. غلامرضا هرگز به طبقه‌اي كه بر آمده از آن بود، پشت نكرد. هميشه با آنها ماند و همگان نيز وي را با عكسش كنار مادرش به ياد دارند. او عليه طبقه مسلط برآشفت و خروشيد؛ اما آن مرگ مشكوك باعث شد تا اين قهرمان ملت، ناتمام ماند.

او به پايان نرسيد تا مردم اين ديار كه يدي طولاني در اسطوره‌ سازي و خيال سازي دارند، او را چنان در باور خويش فربه كنند كه اكنون پسرش فرياد برآورد كه ايها الناس! غلامرضا تختي آني نيست كه شما مي گوييد. او هم شخصي بود چون من، شما و ديگري. به هر روي، تختي، آغاز اسوره‌هاي عصر معاصر ماست كه بودند و شدند و به ناگاه رفتند و اين قوم ماندند و خيالاتشان!

***
روزگار گذشت و خلا اسطوره‌هاي اين قوم، قرعه را به نام علي پروين انداخت؛ همان علي زاغي كه از كوچه پس كوچه‌هاي دهك‌هاي پايين شهر تهران سر برآورد. علي پرويني كه هرگز به قواعد زندگي بزرگان اين ديار تن نداد. او اگر چه سوار بر بهترين اتومبيل‌هاي شهر مي‌شد؛ اما هرگز رانندگي نمي‌كرد.

حتما عكس‌هاي او كنار يارانش را كه همگي بر آمده از طبقه پايين دست جامعه هستند، به ياد داريد. پروين تجلي خواسته‌هاي برآورده نشده مردمي بود كه از آبگوشت خوردن او و سلطان بودنش، خواب‌ها مي‌ديدند. او سلطاني بود كه هرگز از روي نيمكت بلند نشد و خود را در قامت تنهاترين و چه بسا آخرين سلطان اين ديار مي ديد. او كنار طبقه خود ماند و هرگز بدان پشت نكرد؛ اما اين بار، مردم اين ديدار او را نافرجام گذاشتند؛ اگرچه خودش هم بر آن دامن زد.

شكست‌هاي پياپي و اصرار وي بر ماندن، موجب شد تا خط پاياني بر نام وي كشيده شود. او در ورزشگاه‌ها هو شد و از سوي رسانه‌ها مورد شديدترين هجمه‌ها قرار گرفت. او بدين باور بود كه شير پير همچنان پير است؛ اما واقعيت چيز ديگري بود. نوجوانان و جوانان عصر نيمه مدرن كه خود نيز در حيرت بودند كه چه هستند، ديگر او را نمي خواستند.

آنها در پي كريستيانوها و ديويدهاي مغرب زمين بودند كه گيسواني پريشان و لباس‌هاي آنچنان برتن مي كردند. عصر علي پروين به پايان رسيده بود و قدر خود را ندانست تا با شكست، بار ديگر، اسطوره‌هاي خود ساختگي را در اين كوي، از هم فرو پاشند. شايد بتوان او را آخرين اسطوره اين ديار دانست چرا كه پس از او، ديگر چنين اتفاقي تكرار نشد.

***
گاهي خداداد عزيزي را بديل مردان بزرگ سابق مي دانستند و گاه علي كريمي را؛‌ چه آنكه هر دو، عصيانگر‌هاي اين فوتبال بودند كه هرگز به قواعد بازي تن ندادند. آنگاه كه همگان سكوت مي‌كردند، اين دو فرياد بر مي آوردند و در فريادهاي ديگران، سكوت؛ اما نشدند آنچه مي‌بايست. چنين نشد تا قرعه فال به نام دايي زده شد. اما قصه او چه بود؟

علي دايي كه بزرگ‌ترين گلزن تاريخ فوتبال جهان لقب گرفته، تمام ويژگي‌ها را داشت تا نداشته هاي اين قوم را كه اكنون در مواجهه با مدرنيته قرار گرفته بودند، پر كند. به خصوص براي نوجوانان و جواناني كه ديگر تختي و پروين و ...، غايتشان نبود. آنها مدت‌ها بود كه زلف به زلف‌هاي هر روز به روز ديويدها گره زده بودند. دايي تمام ويژگي‌هاي ستاره مدرن را داشت.

اصلا همين خصايص بود كه موجب شد تا شهريار به جمع مردان بزرگ غربي راه يابد. علي دايي آن هنگام رداي ستاره‌اي بين المللي را بر تن كرد كه قامت خود را با آن مطابق كرد. او مدت ها است كه در قامت استاري جهاني رفتار مي‌كند. او همان گزينه‌اي از فوتبال ايراني است كه غرب مردن در جست و جويش بود. همه چيز كامل؛ اما چه بر سر او آمده كه اكنون با دو گانه‌ ابتداي متن مواجه شده است؟

اينجا است كه بايد اذعان داشت، اين مردم در پي ستاره‌اي با متر مدرن و جهاني نيستند. آنها غرور علي دايي را مي پسندند؛ اما آن را نمي خواهند. آنها جاه طلبي علي دايي را ستايش مي كنند و باور دارند؛ اما آن را نمي‏خواهند. اين مردم كه بين سنت و مدرنيته هروله مي‌كنند و خود نيز تكليفشان را نمي‌دانند، در پي آني هستند كه نباشد.

شايد تعجب كنيد كه اين چيست؛ اما اين تمنايي است چون آرمانشهر. غايتي دست نايافتني است؛ چه اگر رسيدني بود كه نمي‌شد آن را آرمانشهر ناميد. اين قوم، همواره در پي اسطوره آرماني بوده كه به آن دست نيازد؛ آرمانمرد. مانند تختي كه خود را بي پايان گذاشت و چون پروين روزگاران پيش از اين دهه، كه مردم او را ناتمام گذاشتند. آنها نمي‌خواستند به مرد آرزوهاي خود برسند.

اكنون هم اين روايت، در حال تكرار براي علي دايي است. او بايد ناتمام بماند؛ چه بخواهد و چه نخواهد. كاش اين را مي‌دانست.

نوشته شده توسط علیرضا در 16:10 | | لینک ثابت
دوشنبه چهاردهم دی 1388
تصميم جديد و خبرساز حبيب كاشاني باعث شد آخرين يادگارهاي عباس انصاري‌فرد هم از روي نيمكت اين تيم پاك شود. شايد اين بزرگ‌ترين خواسته‌اي بود كه مدير محبوب هواداران پرسپوليس از ابتدايي‌ترين روز حضورش به صورتي كاملا خاموش و پنهاني در پي‌ آن مي‌گشت.

به نوشته جام جم؛ او تلاش كرد خوني كه از مديريت قبل در بدنه تيم پرسپوليس جاري بود را آرام‌آرام از رگ‌هاي اين تيم بيرون بكشد تا شايد حجامت سنتي او، تيمي را كه در ميانه‌هاي فصل از كورس قهرماني به صورت تمام و كمال دور مانده است، دست‌كم صاحب يكي از سهميه‌هاي آسيايي كند.

انتخاب علي دايي، بيشترين ولتاژي بود كه سرپرست يا به عبارتي مديرعامل موقت باشگاه پرسپوليس براي شوك دادن به پرسپوليس و زنده نگاه داشتن تيمش انتخاب كرد. او كه علاقه‌اي هميشگي به كار كردن با حميد استيلي را در وجود خود مي‌ديد، اين بار در اقدامي غيرقابل پيش‌بيني، مردي را روي نيمكت نشاند كه حتي در مخيله هواداران نيز نمي‌گنجيد! بازگشت دايي، هرچند از زواياي مثبت و منفي مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد، اما مي‌توان حضور او را برخاسته از شجاعت حبيب كاشاني در خطرپذيري دانست.

***

او در ديدگاه عمومي يك شكست خورده بود. چه آن جمعيتي كه روي سكوهاي آزادي، متاثر از شكست تلخ برابر دشمن ديرين فرياد مي‌زدند و عزل او را بعد از بازي با عربستان مي‌خواستند و چه جماعتي كه اخراج دايي را در آن مقطع، رفتاري مشابه با تصميم‌گيري‌هاي احساسي اعراب در فوتبال تلقي مي‌كردند، به او لقب يك پيروز را نمي‌دادند. سكوت طولاني مدت او هرچند برگرفته از اين شايعه بود كه حكم اخراجش را مديران فوتبالي صادر نكرده‌اند، اما نمي‌توان اين حقيقت را هم ناديده گرفت كه او در انظار عمومي محبوبيت سابق را نداشت. شايد آن سكوت و عزلت به دايي كمك كرد تا گوشه‌هايي از شكستش را از چشم هواداران فوتبال دور كند.

بازگشت او به پرسپوليس در حقيقت خطري دوسويه است. هم از سوي دايي كه به ادعاي خودش قصد داشت غيبتش در فوتبال را طولاني‌مدت‌تر كند و هم براي كاشاني كه پرسپوليس را روي پله سوم (محلي مطمئن براي آسيايي شدن) از كرانچار گرفت و تحويل دايي داد. كاشاني البته پيش از اين نيز وقتي مردي ناشناخته و گمنام مانند افشين قطبي را روي نيمكت پرسپوليس نشاند، همين شجاعت خود را در خطرپذيري‌اش نشان داد. چه كسي تصور مي‌كرد آناليزور سابق تيم ملي كره‌جنوبي، راه نيمه‌تمام مرداني چون آري‌هان و دنيزلي را به پايان ببرد؟
بازگشت دايي، هرچند از زواياي مثبت و منفي مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد، اما مي‌توان حضور او را برخاسته از شجاعت كاشاني در خطرپذيري دانست

آيا همين روايت براي علي دايي تكرار خواهد شد؟ معماي حضور دايي در پرسپوليس از همين جا شكل مي‌‌گيرد. قرار است چه كسي دست ديگري را بگيرد؟ چه كسي قرار است از اين قرارداد دوجانبه منتفع شود؟!

حبيب كاشاني يك بار مردي را كه نه شكست خورده و نه سرافراز از يك پيروزي بود، به نيمكت پرسپوليس دوخت و خيلي زود همان مرد در ريسك يك‌سويه كاشاني به پيروزي رسيد و تا نشستن جاي علي دايي در تيم ملي پيش رفت. ناكامي احتمالي قطبي، او را نه متضرر مي‌كرد و نه بدنام. قطبي تازه‌واردي ناشناخته بود كه مي‌توانست عقوبتي مانند هر مربي وارداتي را در كارنامه‌اش ثبت كند. گزينه‌هاي پس از شكست قطبي مشخص بود؛ يا ادامه كار در تيم‌هاي پايين‌تر از پرسپوليس در ليگ يا بازگشت به عقب و نشستن كنار يك سرمربي در نقش همراه! اما حبيب كاشاني سرش را زيرتيغ گذاشت.

علي دايي، اما داستاني جداگانه دارد. او تيمي را به عنوان خانه جديدش برگزيد كه دست‌كم در سال‌هاي پايان بازيگري‌اش هم نتوانسته بود با هواداران آن تيم رابطه‌اي مسالمت‌آميز برقرار كند. بازي رفت سايپا مقابل پرسپوليس در سال قهرماني سايپا، گواهي‌ است از روابط نه‌چندان دوستانه او با هواداران؛ اما همين مرد امروز با نشستن روي نيمكت پرسپوليس نه تنها ناگزير است رابطه‌اي مسالمت‌آميز با هواداران تيم برقرار كند كه البته بايد براي بقاي خود همين جماعت را راضي نگه دارد. پيروزي او حكم بر زندگي تازه‌اش در فوتبال ايران مي‌دهد و شكستش شايد پايان يك اسطوره باشد.

رابطه در حالت متقابل معني بيشتري پيدا مي‌كند. حبيب كاشاني در ريسك تازه‌اش بايد دل به نتيجه گرفتن دايي ببندد. پيروزي دايي تضمين بقاي اوست و شكستش نيز در خروجي را به مردي نشان مي‌دهد كه از اولين روز وداعش تا روز بازگشت، نامش روي سكوها فرياد مي‌شد!
نوشته شده توسط علیرضا در 12:54 | لینک ثابت
پنجشنبه دهم دی 1388

علي دايي مرد رکوردشکن فوتبال ايران که 9 ماه پيش از تيم ملي برکنار شد، از امروز رسما دوباره به ميادين فوتبال برمي گردد و اين بار با عنوان سرمربي تيم پرسپوليس.

به گزارش ايسنا؛ علي دايي بي گمان مهمترين شخصيت فوتبال ايران است که در مجامع بين‌المللي نيز اعتبار خاصي دارد. به مناسبت بازگشت مجدد علي دايي به فوتبال بي مناسبت نيست تا 10 رکورد برتر از رکوردهاي تاريخي اين چهره فوتبالي را مرور کنيم:

1. بيشترين گل زده ملي در تاريخ فوتبال
مهمترين رکورد دايي ثبت بيشترين گل ملي در تاريخ فوتبال جهان است. دايي ابتدا رکورد پوشکاش مجاري را شکست و بهترين گلزن ملي جهان شد و سپس با به ثمر رساندن صدمين گل ملي خود اولين فوتباليست تاريخ شد که از مرز 100 گل ملي گذشت. دايي اکنون با 109 گل ملي بهترين گلزن ملي دنياست و رکورد او تا مدتها پايدار خواهد بود.

2. برترين گلزن تاريخ مسابقات مقدماتي جام جهاني
طبق اعلام فيفا، دايي با 35 گل زده بهترين گلزن تاريخ مسابقات مقدماتي جام جهاني است. دايي در 4 دوره حضور در اين مسابقات و در 51 بازي اين تعداد گل را به ثمر رسانده است. دايي در مسابقات مقدماتي جام‌هاي جهاني 1994 ، 1998 ،2002 و 2006 تيم ملي ايران را همراهي کرده است.

3. برترين گلزن تاريخ جام ملت‌هاي آسيا
با 14 گل زده بهترين گلزن تاريخ 14 دوره جام ملت‌هاي آسياست. در بين بازيکناني که در ادوار مختلف جام ملت‌هاي آسيا عنوان آقاي گلي را بدست آورده‌اند، بهترين آمار مربوط به دايي است که در جام 1996 موفق شد 8 گل به ثمر برساند. اين بيشترين تعداد گل به ثمر رسيده توسط يک بازيکن در يک دوره جام ملت‌ها است و هيچ بازيکني در سه دوره اخير جام ملت‌هاي آسيا به رکورد او نزديک نشد.

4. دو بار برترين گلزن ملي سال جهان
دايي در سال‌هاي 1996 و 2004 از سوي فدراسيون بين المللي تاريخ و آمار به عنوان برترين گلزن ملي سال انتخاب شد. از سال 1992 که برترين گلزن ملي سال انتخاب مي شود فقط دايي دو بار اين عنوان را به دست آورده است. دايي در سال 1996 با 22 گل و در سال 2004 با 18 گل ملي برترين گلزن ملي سال فوتبال جهان شد.

5. تنها بازيکن آسيايي در بين 100 بازيکن برتر تاريخ
در ماه نوامبر سال 2007 انجمن آمار فوتبال بريتانيا در کتابي با عنوان Greatest ever footballers"" صد بازيکن برتر تاريخ فوتبال جهان را با توجه به معيارهاي آماري از جمله بازي‌ها و گل‌هاي ملي معرفي کرد که در بين بازيکنان آسيايي تنها نام علي دايي ديده مي شود. دايي در اين رده بندي در رتبه 26 قرار گرفته است.

6. اولين بازيکن آسيايي حاضر در فينال ليگ قهرمانان اروپا
اولين بازيکن آسيايي است که در فينال معتبرترين ليگ باشگاهي جهان، ليگ قهرمانان اروپا، حاضر بوده است. دايي در فينال 1999 اگرچه براي بايرن مونيخ به ميدان نرفت اما، بر روي نيمکت اين تيم حاضر بود و موفق به کسب عنوان نايب قهرماني ليگ قهرمانان اروپا شد. البته پارک جي سونگ کره اي در سال گذشته اولين بازيکن آسيايي شد که حضور در ميدان اين رقابت را نيز تجربه کرد.

7. اولين ايراني قهرمان بوندس ليگا
اولين بازيکن ايراني که در يک ليگ معتبر اروپايي به مقام قهرماني دست يافته است. دايي در فصل 99 ـ 98 بوندس ليگا با تيم بايرن مونيخ قهرمان آلمان شد. بعد از دايي، هاشميان و کريمي نيز با تيم بايرن مونيخ به اين مقام دست يافتند.

8. اولين و تنها ايراني صاحب پست رسمي در فيفا
علي دايي در حال حاضر عضو کميته فوتبال فيفاست و از سال 2007 در اين کميته که رياست آن با فرانس بکن باوئر است، حضور دارد. دايي همچنين تنها شخصيت فوتبال ايران است که در مراسم انتخاب بازيکن سال فيفا از سوي ايران حضور يافته است. دايي در سال 2004 به دعوت رسمي فيفا در مراسم اهدا جوايز بهترين هاي سال فوتبال جهان حضور يافت و جايزه بهترين بازيکن فوتسال جهان را به فالکائو برزيلي اهدا کرد.

9. بيشترين بازي ملي در تيم ملي ايران
با انجام 149 بازي رکوردار بيشترين بازي ملي در فوتبال ايران است. دايي اولين بازيکن تاريخ فوتبال ايران است که نام خود را در باشگاه صدتايي فيفا ثبت کرد. فعلا بعيد است که در چند سال اينده بازيکني به رکورد تعداد بازيهاي ملي دايي دست يابد.

10. اولين بازيکن – مربي قهرمان
اولين بازيکن – مربي در تاريخ ليگ ايران بود که قهرماني ليگ را جشن گرفت. دايي در فصل 85 با تيم سايپا همزمان به عنوان بازيکن و سرمربي تيم موفق به قهرماني در ليگ برتر شد تا اولين و تنها بازيکن – مربي در تاريخ ليگ باشد که موفق به انجام اين مهم مي شود.

نوشته شده توسط علیرضا در 21:5 | لینک ثابت
سه شنبه هشتم دی 1388

سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا در گزارشی به بررسی حضور علی دایی به عنوان سرمربی روی نیمکت پرسپولیس پرداخت.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، در این گزارش آمده است:
درست در روز مقرر علي دايي در جلسه مطبوعاتی باشگاه پرسپولیس حاضر شد و بعد از غیبتی 9 ماهه گفت که انگيزه كار در پرسپوليس باعث بازگشتش به فوتبال شده است.

او قول قهرمانی نداد، اما وعده داد که تلاش می کند سهمیه لیگ قهرمانان را برای پرسپولیس بدست آورد و البته مقام اول را غیر ممکن ندانست.

روز دوشنبه علی دایی پس از آن جانشین زلاتکو كرانچار شد که مربی قبلی نتوانست رضایت هواداران و مدیریت باشگاه را بدست آورد. به نظر می آید تغییر مربی آخرین حربه مدیران باشگاه برای خروج از وضعیت کنونی باشد.

علی دایی در جلسه مطبوعاتی امروز گفت: "کرانچار استاد من است و او را به عنوان يك مربي خيلي حرفه‌اي قبول دارم. هدف من از حضور در پرسپوليس خدمت به مردم و جوان‌هايي است كه اين تيم را دوست دارند. همان طور كه پيش از اين گفتم، نمي‌خواستم حالا حالاها به فوتبال برگردم اما پس از صحبت‌هايي كه با كاشاني داشتم به اين نتيجه رسيدم كه در اين تيم خدمت كنم."


دایی چقدر روی نیمکت پرسپولیس می ماند؟
"همان طور كه تاكيد كردم هدفم از حضور در پرسپوليس خدمت بوده لذا قرارداد يك و نيم ساله سفيدي را با باشگاه پرسپوليس امضا كردم و تمام اختيارات درباره درج مبلغ قرارداد را به مديريت باشگاه سپردم.

معتقدم هواداران پرسپوليس به اندازه كافي حوصله لازم را دارند و در طول 90 دقيقه مسابقه از تيم‌شان حمايت مي‌كنند. ضمن اين كه ما سعي مي‌كنيم نتايج لازم و درخور شان اين تيم و نيز خواسته هوادارانش بگيريم. مطمئنا ايجاد يك تعامل خوب بين من و خبرنگاران هم امكان‌پذير است."


مربی جدید چه برنامه ایی دارد؟
"بيشتر از 90 درصد از بازي‌هاي اين تيم را ديده‌ام. در برخي مسابقات مي‌توانست برنده باشد، اما مقداري كم‌شانس بود. همان طور كه گفتم قصد حضور در فوتبال را نداشتم، اما انگيزه كار در پرسپوليس پس از صحبت با كاشاني باعث شد كه چنين تصميمي بگيرم و خوشحالم جايگزين مربي‌اي چون كرانچار شدم. اين انگيزه مي‌تواند باعث شود حداكثر توانم را براي پيشرفت پرسپوليس بكار گيرم."


دایی چه قولی داد؟
"آنهايي كه مرا مي‌شناسند مي‌دانند كه هيچ وقت به دنبال دليل آوردن و بهانه‌جويي نبوده و نيستم. تا پايان فصل درخصوص نتايجي كه با اين تيم كسب مي‌كنم بهانه‌جويي نكرده و پاسخگو خواهم بود. زماني كه فوتبال بازي مي‌كردم و در هر تيمي كه كار كردم هميشه فوتبال تهاجمي را دوست داشتم و تيم‌هايم را به بازي رو به جلو تشويق مي‌كردم اما اكنون تيم‌ها بسيار به هم نزديك شده‌اند و حتي در ديدار با تيمي از انتهاي جدول هم لزوماً از پيش برنده نخواهيم بود. پرسپوليس در اين فصل فوتباليست‌هاي بزرگي در خط حمله دارد.

ضمن اينكه برخي از هافبك‌هاي اين تيم هم قابليت فوروارد را دارند. شايد بتوانيم تا آخر فصل مشكل گلزني پرسپوليس در خط حمله را حل كنيم.من قول قهرمانی نمی دهم. دوران دهه 60 دیگر تمام شده اما سعی می کنم یکی از سهمیه های لیگ قهرمانان را بدست آورم و البته برای قهرمانی حداکثر تلاش خود را خواهیم کرد."

نوشته شده توسط علیرضا در 20:15 | لینک ثابت
سه شنبه هشتم دی 1388

علی دایی بیست و هشتمین سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس در تاریخ فعالیت این تیم تهرانی است.

به گزارش خبرگزاری مهر، علی دایی که از روز دوشنبه هدایت تیم پرسپولیس را بر عهده گرفت، بیست و هشتمین سرمربی تاریخ  باشگاه پرسپولیس محسوب می شود.

از سال 1347 تاکنون 25 مربی بطور رسمی و 2 مربی موقت هدایت سرخپوشان را پایتخت را بر عهده داشتند که مرحوم پرویز دهداری اولین سرمربی پرسپولیس بود.

زلاتکو کرانچار نیز بیست و هفتمین مربی تاریخ پرسپولیس بود که فقط 157 روز در این تیم فعالیت کرد. 12 سرمربی خارجی و 15 سرمربی ایرانی در پرسپولیس فعالیت کرده اند.

نوشته شده توسط علیرضا در 19:59 | لینک ثابت
دوشنبه هفتم دی 1388

علي دايي مرد رکوردشکن فوتبال ايران که 9 ماه پيش از تيم ملي برکنار شد، از امروز رسما دوباره به ميادين فوتبال برمي گردد و اين بار با عنوان سرمربي تيم پرسپوليس.

به گزارش ايسنا؛ علي دايي بي گمان مهمترين شخصيت فوتبال ايران است که در مجامع بين‌المللي نيز اعتبار خاصي دارد. به مناسبت بازگشت مجدد علي دايي به فوتبال بي مناسبت نيست تا 10 رکورد برتر از رکوردهاي تاريخي اين چهره فوتبالي را مرور کنيم:

1. بيشترين گل زده ملي در تاريخ فوتبال

مهمترين رکورد دايي ثبت بيشترين گل ملي در تاريخ فوتبال جهان است. دايي ابتدا رکورد پوشکاش مجاري را شکست و بهترين گلزن ملي جهان شد و سپس با به ثمر رساندن صدمين گل ملي خود اولين فوتباليست تاريخ شد که از مرز 100 گل ملي گذشت. دايي اکنون با 109 گل ملي بهترين گلزن ملي دنياست و رکورد او تا مدتها پايدار خواهد بود.

2. برترين گلزن تاريخ مسابقات مقدماتي جام جهاني

طبق اعلام فيفا، دايي با 35 گل زده بهترين گلزن تاريخ مسابقات مقدماتي جام جهاني است. دايي در 4 دوره حضور در اين مسابقات و در 51 بازي اين تعداد گل را به ثمر رسانده است. دايي در مسابقات مقدماتي جام‌هاي جهاني 1994 ، 1998 ،2002 و 2006 تيم ملي ايران را همراهي کرده است.

3. برترين گلزن تاريخ جام ملت‌هاي آسيا

با 14 گل زده بهترين گلزن تاريخ 14 دوره جام ملت‌هاي آسياست. در بين بازيکناني که در ادوار مختلف جام ملت‌هاي آسيا عنوان آقاي گلي را بدست آورده‌اند، بهترين آمار مربوط به دايي است که در جام 1996 موفق شد 8 گل به ثمر برساند. اين بيشترين تعداد گل به ثمر رسيده توسط يک بازيکن در يک دوره جام ملت‌ها است و هيچ بازيکني در سه دوره اخير جام ملت‌هاي آسيا به رکورد او نزديک نشد.

4. دو بار برترين گلزن ملي سال جهان

دايي در سال‌هاي 1996 و 2004 از سوي فدراسيون بين المللي تاريخ و آمار به عنوان برترين گلزن ملي سال انتخاب شد. از سال 1992 که برترين گلزن ملي سال انتخاب مي شود فقط دايي دو بار اين عنوان را به دست آورده است. دايي در سال 1996 با 22 گل و در سال 2004 با 18 گل ملي برترين گلزن ملي سال فوتبال جهان شد.

5. تنها بازيکن آسيايي در بين 100 بازيکن برتر تاريخ

در ماه نوامبر سال 2007 انجمن آمار فوتبال بريتانيا در کتابي با عنوان Greatest ever footballers"" صد بازيکن برتر تاريخ فوتبال جهان را با توجه به معيارهاي آماري از جمله بازي‌ها و گل‌هاي ملي معرفي کرد که در بين بازيکنان آسيايي تنها نام علي دايي ديده مي شود. دايي در اين رده بندي در رتبه 26 قرار گرفته است.

6. اولين بازيکن آسيايي حاضر در فينال ليگ قهرمانان اروپا

اولين بازيکن آسيايي است که در فينال معتبرترين ليگ باشگاهي جهان، ليگ قهرمانان اروپا، حاضر بوده است. دايي در فينال 1999 اگرچه براي بايرن مونيخ به ميدان نرفت اما، بر روي نيمکت اين تيم حاضر بود و موفق به کسب عنوان نايب قهرماني ليگ قهرمانان اروپا شد. البته پارک جي سونگ کره اي در سال گذشته اولين بازيکن آسيايي شد که حضور در ميدان اين رقابت را نيز تجربه کرد.

7. اولين ايراني قهرمان بوندس ليگا

اولين بازيکن ايراني که در يک ليگ معتبر اروپايي به مقام قهرماني دست يافته است. دايي در فصل 99 ـ 98 بوندس ليگا با تيم بايرن مونيخ قهرمان آلمان شد. بعد از دايي، هاشميان و کريمي نيز با تيم بايرن مونيخ به اين مقام دست يافتند.

8. اولين و تنها ايراني صاحب پست رسمي در فيفا

علي دايي در حال حاضر عضو کميته فوتبال فيفاست و از سال 2007 در اين کميته که رياست آن با فرانس بکن باوئر است، حضور دارد. دايي همچنين تنها شخصيت فوتبال ايران است که در مراسم انتخاب بازيکن سال فيفا از سوي ايران حضور يافته است. دايي در سال 2004 به دعوت رسمي فيفا در مراسم اهدا جوايز بهترين هاي سال فوتبال جهان حضور يافت و جايزه بهترين بازيکن فوتسال جهان را به فالکائو برزيلي اهدا کرد.

9. بيشترين بازي ملي در تيم ملي ايران

با انجام 149 بازي رکوردار بيشترين بازي ملي در فوتبال ايران است. دايي اولين بازيکن تاريخ فوتبال ايران است که نام خود را در باشگاه صدتايي فيفا ثبت کرد. فعلا بعيد است که در چند سال اينده بازيکني به رکورد تعداد بازيهاي ملي دايي دست يابد.

10. اولين بازيکن – مربي قهرمان

اولين بازيکن – مربي در تاريخ ليگ ايران بود که قهرماني ليگ را جشن گرفت. دايي در فصل 85 با تيم سايپا همزمان به عنوان بازيکن و سرمربي تيم موفق به قهرماني در ليگ برتر شد تا اولين و تنها بازيکن – مربي در تاريخ ليگ باشد که موفق به انجام اين مهم مي شود.

نوشته شده توسط علیرضا در 11:45 | | لینک ثابت
پنجشنبه سوم دی 1388

گل - علي دايي بعد از شكست تيم ملي ايران مقابل عربستان و اخراجش از سرمربيگري تيم ملي روزه سكوت گرفته و در هيچ شرايطي حاضر به گفت و گو با خبرنگاران نيست.

دايي نه تنها ارتباطش را با رسانه ها به طور تقريبا كامل قاطع كرده بلكه در شرايط فعلي حاضر به بازگشت به عرصه مربيگري نيست چرا كه دايي از زمان كنار گذاشتن از سرمربيگري تيم ملي ايران تا به امروز پيشنهاداتي كاملا رسمي از باشگاه هاي ليگ برتر ايران كه از سوي مديران اين باشگاه ها در رسانه ها تاييد شده را نپذيرفته است.

آخرين تيمي كه به دايي پيشنهاد داد مس كرمان بود كه قبل از مذاكره با لوكا بوناچيچ با علي دايي وارد مذاكره شده بود. دايي چندي در گفت و گو با خبرنگار سايت گل تنها به يك جمله بسنده كرد: «آنها پيشنهاد دادند، من قبول نكردم. ببخشيد. مصاحبه نمي كنم از قول من چيزي ننويسد!»

دايي زماني كه يك ماه پيش به دعوت سپ بلاتر در جلسه كميته فني فيفا شركت كرد نيز در پاسخ به سوال ما درباره حضورش در اين نشست مهم گفت: رفتم و برگشتم. همين. مصاحبه نمي كنم. از قول من چيزي ننويسيد!

از اين دست اتفاقات و واكنش هاي تكراري علي دايي مي توان نمونه هاي فراواني را مثال زد كه آخرين آنها خبر تمايل باشگاه استيل آذين به استخدام او و مذاكره اش با حسين هدايتي بود كه دايي گفت: نه. تكذيب مي كنم. من قصد مصاحبه كردن ندارم.

و حالا خبر مي رسد كه علي دايي دور از چشم همه رسانه ها و در اوج سكوت بار ديگر به دعوت فدراسيون بين المللي فوتبال (فيفا) راهي زوريخ شده و به عنوان يكي از بزرگان تاريخ فوتبال جهان در كنار ديگر اسطوره هاي دنياي فوتبال همچون سال هاي گذشته در مراسم انتخاب برتري مرد سال جهان شركت كرده است.

گلزن ترين فوتباليست تاريخ جهان بازي هاي ملي كه ركوردهاي منحصر به فرد بسياري ديگري هم از خود برجاي گذاشته چندي پيش نيز به مراسم قرعه كشي جام جهاني 2010آفريقاي جنوبي دعوت شده بود كه به دليل حضور در مناسك حج در اين مراسم غايب بود. جالب تر اينكه دايي تمايلي به حضور در جمع اهالي فوتبال ندارد.

او طي اين مدت چرا كه او نه تنها در هيچ جمع فوتبالي شركت نكرده بلكه براي مراسم وليمه اش نيز از اهالي فوتبال دعوتي به عمل نياورد.

دايي كه فعاليت همزمان او در ورزش قهرماني و عرصه تجارت و موفقيت توامان او همواره با تعجب خبرنگاران خارجي همراه بود در حالي كه از فوتبال ايران دلزده شده و به امور شخصي اش رسيدگي مي كند كه مسوولان ورزش و فوتبال ايران نيز براي استفاده از او در جايگاه هاي مختلف قدمي برنمي دارند اما او همچون سال هاي گذشته در عرصه فوتبال بين المللي مورد توجه فيفا، afc و ديگر كشورهاست.

علي دايي كه حالا جمله «او را سوزانديم» ورد زبان همگان شده است ظاهرا به اين زودي ها به ميادين فوتبال باز نمي گردد. او در بازگشتش از زوريخ به ايران قطعا درباره حضور در مراسم مرد سال فوتبال جهان نيز لام تا كام حرف نخواهد زد جز اينكه شايد بگويد: رفتم و برگشتم. مصاحبه نمي كنم. از قول من چيزي ننويسيد لطفا!

نوشته شده توسط علیرضا در 11:37 | | لینک ثابت
سه شنبه بیست و ششم آبان 1388

علي دايي را به لحاظ شخصيتي بايد در زمره بازيكناني قلمداد كرد كه روحيه مبارزه‌جويي آنها پايان‌ناپذير و سير ناشدني است. او را هم چون علي پروين بايد از دسته افرادي به حساب آورد كه اساسا سر سازش با كسي را ندارند و تمايل دارند كه حرف اول و آخر را در يك مجموعه خود بزنند و سيستم را به صورت قائم به فرد اداره كنند.

علي دايي اسطوره برجسته و مبرز تاريخ فوتبال ايران پس از شكست تيم‌ملي در برابر عربستان عامدانه خود رااز نظرها محو كرد و كنج عزلت گزيد. تلاش‌هاي بسيار خبرنگاران و رسانه‌ها براي پي بردن به اوضاع و احوال سرمربي سابق تيم‌ملي به جايي نرسيد و دايي به جز حضور در چند مراسم و برنامه غيررسمي هرگز در تور خبرنگاران نيفتاد.


به نوشته تهران امروز؛ گرچه آينده علي دايي در فوتبال ايران مهم تلقي مي‌شد و دائما كنجكاوي رسانه‌ها را بر مي‌انگخيت اما دايي اصرار عجيبي براي دور ماندن از محافل فوتبالي از خودنشان داد. از همين رو بود كه وقتي خبر بازگشت دايي به فوتبال در بعضي از رسانه‌ها انتشار يافت به سرعت به سوژه روز تبديل شد و هر يك از اهالي مطبوعات و خبرگزاري‌هاي مرتبط با ورزش سعي كردند از كانال‌هاي ارتباطي خود براي پي بردن به عمق ماجرا استفاده كنند.

حالا صحبت از بازگشت علي دايي به ميدان فوتبال است اما دايي همچنان چون ماهي از دست خبرسازان سر مي‌خورد و به حرف نمي‌آيد. اينكه اساسا باشگاهي مثل شموشك نوشهر محل مناسبي براي بازگشت دايي به عرصه فوتبال هست يا نه، موضوع قابل بحثي است و بايد آن را در پايان يك دوره زماني بررسي كرد اما به نظر مي‌آيد در اين ميانه نكته ظريفي وجود دارد.

علي دايي را به لحاظ شخصيتي بايد در زمره بازيكناني قلمداد كرد كه روحيه مبارزه‌جويي آنها پايان‌ناپذير و سير ناشدني است. او را هم چون علي پروين و يا شايد محمد مايلي‌كهن بايد از دسته افرادي به حساب آورد كه اساسا سر سازش با كسي را ندارند و تمايل دارند كه حرف اول و آخر را در يك مجموعه خود بزنند و سيستم را به صورت قائم به فرد اداره كنند.

مثال روشن اين ماجرا علي پروين است كه بيشتر دوران حضورش در پرسپوليس به عنوان مرد انگشت‌نماي اين باشگاه مطرح بود و همه راه‌ها به او ختم مي‌شد. پس از ماجراهايي كه منجر به كنار رفتن پروين از پرسپوليس شد، اهالي فوتبال به عينه ديدند كه تنها راه بازگشت پروين به فوتبال در صورتي ميسر شد كه او شخصا يك تيم فوتبال به راه انداخت.

علي پروين بعد از دوران پرسپوليس تيم‌هايي چون سرخ‌پوشان و استيل‌آذين را به كمك دوستانش تاسيس كرد و براي مدتي همه كاره اين تيم‌ها بود. او حتي يك بار در برنامه 90 و در كش و قوس حضور استيل‌آذين در ليگ يك صراحتا گفت: «اين تيم خودمه، هر كاري دوست داشته باشم مي‌كنم. هر كس رو كه دوست داشته باشم مي‌ذارم تو تيم، دامادمو، پسرمو...»

حالا در مورد دايي هم شايد بتوان چنين سرنوشتي را پيش‌بيني كرد. شايد او هم به صرافت راه‌اندازي تيمي بيفتد كه يكسره گوش به فرمان سرمربي سابق تيم‌ملي باشد. او البته ثروت و جاه‌طلبي حيرت‌انگيزي نيز دارد كه مي‌تواند چنين تصميمي را به راحتي از مرحله شك و ترديد به عمل نزديك كند. حال اين تيم شموشك باشد يا هر تيم ديگر به نظر مي‌آيد دايي از چنين مسيري به فوتبال ايران بازخواهد گشت تا دوباره خود را اثبات كند.

نوشته شده توسط علیرضا در 17:0 | | لینک ثابت
سه شنبه بیست و ششم آبان 1388
سايت گل در گزارشي به بررسي 10 گلزن برتر تاريخ تيم ملي ايران پرداخته است:

1.علي دايي (109 گل)

برترين گلزن ملي نه ايران بلکه تاريخ فوتبال ملي جهان است که رکورد جاودانه وي بعيد است به اين زودي توسط بازيکني شکسته شود. استرن جان بازيکن ترينيداد و توباگو تنها بازيکني است که شانس نزديک شدن به علي دايي را در سالهاي آينده دارد. اين بازيکن تاکنون 69 گل به ثمر رسانده، اما بعيد است که حتي به عدد 100 نزديک شود. دايي اين تعداد گل را در 149 بازي ملي به ثمر رسانده و ميانگين گلزني او در هر بازي 0.7 گل است که امار خوبي براي مهاجم سابق ايران است. دايي با 14 گل زده بهترين گلزن تاريخ جام ملتهاي آسياست.

2. کريم باقري (50 گل)

کاپيتان فعلي تيم پرسپوليس برترين هافبک گلزن تاريخ فوتبال ملي دنيا محسوب مي شود. کريم با اين تعداد گل، سي امين گلزن برتر ملي دنياست و نکته جالب در مورد باقري اينکه تا دو سه سال پيش تعداد گلهاي باشگاهي او کمتر از تعداد گلهاي ملي اش بود. کريم رکورد گلزني باشگاهي اش را در سه سال اخير بالا برده است. کريم اولين گل خود را در سال 72 و آخرين گل را در سال 87 به ثمر رسانده است. باقري در 86 بازي ملي موفق به ثبت 50 گل شده و ميانگين گلزني او در هر بازي 0.6 گل است. کريم با زدن 7 گل در يک بازي ملي نيز در تاريخ فوتبال ايران رکورد منحصر بفردي دارد.

3. علي کريمي (36 گل)

بازيکن تازه خداحافظي کرده تيم ملي نيز سومين گلزن برتر ايران است که در 111 بازي ملي موفق به زدن 36 گل شد. علي کريمي اولين بار در فينال بازيهاي آسيايي بانکوک 1998 موفق به گلزني شد و آخرين بار نيز در بازي مقابل امارات در مقدماتي جام جهاني گلزني کرد. دو گل اول به نيوزيلند در جام بين قاره اي و همچنين هت تريک مقابل کره جنوبي در جام ملتهاي 2004 از گلهاي به ياد ماندني جادوگر فوتبال ايران است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا در 16:54 | | لینک ثابت
یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388

علي دايي در چند روز گذشته اين پروژه‌هاي كاري را آغاز كرده به گونه‌اي كه حالا بازگشت دوباره‌اش به دنياي مربي‌گري با ابهام‌هاي تازه‌اي روبه‌رو شده است. دوست نزديك او هم اين مسئله را تأييد مي‌كند: «از باشگاه سايپا چند بار با او تماس گرفته‌اند. مذاكره‌هايي در زمينه مربي‌گري سايپا با او انجام داده‌اند اما بعيد مي‌دانم مشغله‌هاي غير فوتبالي او اجازه دهد كه در حال حاضر به فوتبال بازگردد.»

علي دايي مربي‌گري را رها مي‌كند تا در ليگ ايران رياست كند! اين جديدترين خبري بود كه روز گذشته از سوي يكي از خبرگزاري‌ها مخابره شد. منابع خبري در نوشهر، از خريد كامل سهام باشگاه شموشك توسط سرمربي سابق تيم ملي خبر دادند. ايپنا در اين زمينه مي‌نويسد: «هیئت فوتبال استان مازندران برای روشن شدن وضعیت این باشگاه تشکیل جلسه می‌دهد. علی دایی از مشتریان جدی خرید امتیاز باشگاه شموشک نوشهر است.»


به نوشته خراسان؛ اين خبر در حالي مخابره شد كه پيش از اين دوستان نزديك علي دايي از تمايل او براي بازگشت به دنياي مربي‌گري خبر داده بودند. دو باشگاه سايپا و مس كرمان در هفته‌هاي اخير مذاكره‌هايي را با او صورت دادند كه دوست نزديك دايي فاش كرد، شايد به يكي از اين تيم‌ها پاسخ مثبت بدهد. با اين پيش زمينه، انتشار خبر خريد سهام شموشك توسط دايي كمي غيرعادي به نظر مي‌رسيد. بعد از مرگ درويش مالك اين باشگاه مشكلات شموشك دوچندان شد.

طلبكاران اين تيم براي گرفتن طلب خود دست به كار شدند و مشكلات مالي، به تمام بافت‌هاي اين باشگاه سرايت كرد. در حال حاضر گفته مي‌شود پسر مرحوم درويش مالك باشگاه است، ولي هنوز مراحل قانوني انحصار ورثه طي نشده است. وضعيت اين روزهاي شموشك تعريفي ندارد.

منابع خبري از نوشهر گزارش مي‌دهند، به دليل مشكلات عديده مالي تمام مسئولان تيم تهديد به كناره‌گيري كرده‌اند. حتي مختار بابايي سرمربي اين تيم هم تهديد كرده در صورتي كه اين شرايط ادامه داشته باشد همكاري خود را با باشگاه قطع مي‌كند. اين منابع خبري تأييد كردند چند بازيكن شموشك به دليل همين مشكلات ديگر در تمرين اين تيم حاضر نمي‌شوند.

وضعيت آن‌ها در گروه اول ليگ يك تعريفي ندارد و از 6 بازي تنها 3 امتياز به دست آورده‌اند و در رده ماقبل آخر قرار دارند. اسماعيل‌نژاد مديرعامل و سرپرست اين تيم درباره شايعه‌هاي مطرح شده مي‌گويد: «اصلا چنين بحثي مطرح نيست. ما اختلاف و مشكل مالي داريم. اين مسائل منجر به فروش باشگاه نخواهد شد. ضمن اين‌كه يكي از دختران و پسر مرحوم درويش تازه از انگليس و آمريكا به ايران آمده‌اند. آن‌ها هنوز حق امضا ندارند چون مراحل قانوني انحصار ورثه هنوز طي نشده است.»

اسماعيل‌نژاد در اين باره توضيح مي‌دهد:‌ «تازه بعد از انحصار ورثه مراحل قانوني ديگري طي خواهد شد. بايد ميزان طلب و طلب‌كاران مشخص شوند. تازه بعد از اين مرحله هم چند وقتي طول مي‌كشد زمينه براي فروش فراهم شود. به اين صورت كه ابتدا بايد مدير عامل و اعضاي هيئت مديره مشخص شوند. بعد از انجام تمام اين كارها مي‌توان به فروش سهام باشگاه فكر كرد.»

شموشك هنوز هيچ‌كدام از اين مراحل را طي نكرده است. از سوي ديگر ظاهرا هيچ‌كدام از فرزندان مرحوم درويش تمايلي به فروش اين باشگاه ندارند. اسماعيل‌نژاد هم اين موضوع را تأييد مي‌كند: «من با پسر و دختر اين مرحوم حرف زدم. آن‌ها گفتند اين باشگاه يادگار پدرشان است و قصد فروش آن را ندارند.»

با اين توضيحات بعيد به نظر مي‌رسد كه علي دايي مسير ورزشي خود را تغيير دهد و به مازندران برود. دوستان نزديك دايي هم اخبار منتشره در اين زمينه را رد مي‌كنند. يكي از آن‌ها مي‌گويد: «ما چهارشنبه شب همديگر را در يك ميهماني خانوادگي ديديم. مطمئنا اگر قرار بود علي اين كار را كند، حرفش را به من مي‌زد. منتهي او چيزي در اين باره نگفت.»

او اضافه مي‌كند: «بعيد مي‌دانم دايي سهام باشگاهي را بخرد. او در حال حاضر چند پروژه تجاري در دست دارد كه برايش هيچ فرصت ديگري باقي نمي‌گذارد.»

علي دايي در چند روز گذشته اين پروژه‌هاي كاري را آغاز كرده به گونه‌اي كه حالا بازگشت دوباره‌اش به دنياي مربي‌گري با ابهام‌هاي تازه‌اي روبه‌رو شده است. دوست نزديك او هم اين مسئله را تأييد مي‌كند: «از باشگاه سايپا چند بار با او تماس گرفته‌اند. مذاكره‌هايي در زمينه مربي‌گري سايپا با او انجام داده‌اند اما بعيد مي‌دانم مشغله‌هاي غير فوتبالي او اجازه دهد كه در حال حاضر به فوتبال بازگردد.»

// برش
دايي بعد از مدت‌ها چهارشنبه شب گذشته در جشن 12 سالگي روزنامه خبر ورزشي حضور يافت. او لبخندزنان آمد و بعد از خوش‌و‌بش با چهره‌هاي بزرگ ورزشي سالن را ترك گفت. علي دايي علي‌رغم اصرار خبرنگاران حرفي درباره آينده فوتبالي‌اش نزد. هنوز كسي از تصميم نهايي او خبر دقيقي ندارد.

نوشته شده توسط علیرضا در 16:55 | | لینک ثابت
یکشنبه هفدهم آبان 1388
در ماه‌هاي گذشته چند پيشنهاد به دست دايي رسيد. پيشنهادهايي كه البته او به آن‌ها پاسخ دقيقي نداد و همه را به تعطيلات نيم‌فصل موكول كرد. دوست نزديك شهريار تأييد مي‌كند رايزني‌هايي براي بازگشت دايي به پرسپوليس صورت گرفته اما اين رايزني‌ها از سوي مقام‌هاي بلندپايه باشگاه نبوده. اين موضوع هنوز جريان دارد، به‌گونه‌اي كه برخي از پيشكسوتان پرسپوليس از طريق نفود خود در باشگاه قصد دارند شرايط را براي حضور شماره 10 تاريخي در پرسپوليس مهيا كنند.

دوست نزديك علي دايي وقتي عصر شنبه به ديدارش رفت، تفاوت خاصي را در او احساس كرد. كاپيتان تاريخ‌ساز تيم‌ملي، نشانه‌هاي تازه‌اي را بروز داد. نشانه‌هايي كه در گذشته و در هنگام مربي‌گري‌اش در او ديده بود؛ سرحال، فعال و پي‌گير فوتبال.

به گزارش گل؛ آن روزها علي دايي تمام زندگي‌اش را به فوتبال سپرده بود اما بعدها وقتي از تيم‌ملي رفت، سعي كرد با فعاليت‌هاي تجاري خودش را مشغول كند. اين روزها آن‌قدر ادامه يافت تا دايي گوشه‌نشين، در شنبه گذشته لبخند تازه‌اي به فوتبال بزند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا در 9:59 | لینک ثابت
دوشنبه چهارم آبان 1388

اما بازگشت به هياهوي فوتبال، شرايط متفاوتي رقم خواهد زد. در حالي كه از باشگاه پرسپوليس خبر مي رسد مسابقه با سايپا آخرين فرصت كرانچار خواهد بود، برگزاري يك جلسه فوق العاده در شب گذشته در محل باشگاه استيل اذين بدون حضور حميد استيلي، به خودي خود شايعه ساز است.

علي دايي در آستانه بازگشت به كانون اخبار فوتبال ايران قرار دارد.شايعه مذاكره پرسپوليس با سرمربي سابق تيم ملي و البته علاقه مديران استيل آذين براي جذب دايي، اخباري است كه به هر حال از ديروز به صفحات روزنامه هاي ورزشي راه يافته اند.اين در حالي است كه خود دايي از هر گونه مذاكره يا تماس تلفني از سوي دو باشگاه پرسپوليس و استيل آذين ابراز بي اطلاعي مي كند.


به گزارش گل؛ نزديكان دايي هم مي گويند كه او پس از بازگشت از سفر شمال، شايعات جست و گريخته اي از پرسپوليس به گوشش رسيده ولي به هيج وجه تمايلي به صحبت درباره پيشنهاد احتمالي حبيب كاشاني و شايعاتي از اين دست، ندارد.

دايي مدت ها است به تلفن خبرنگاران جواب نمي دهد، هر چند كه اواخر هفته گذشته، وقتي در ويلاي خود در شمال بسر مي برد و شنيد كه يكي از خبرگزاري ها خبري در مورد تداوم صدرنشيني دايي در جدول بهترين گلزنان ملي جهان منتشر كرده، تصميم گرفت چند جمله اي فقط ، در اين باره به زبان بياورد. با اين وجود سكوت علي دايي همچنان پا بر جاست.سكوتي كه شايد دو سه ماه ديگر ادامه يابد.

اما بازگشت به هياهوي فوتبال، شرايط متفاوتي رقم خواهد زد. در حالي كه از باشگاه پرسپوليس خبر مي رسد مسابقه با سايپا آخرين فرصت كرانچار خواهد بود، برگزاري يك جلسه فوق العاده در شب گذشته در محل باشگاه استيل اذين بدون حضور حميد استيلي، به خودي خود شايعه ساز است.

آنهايي كه به دفتر استيل آذين در خيابان سئول رفت وآمد دارند، مي دانند كه ساعات كاري اين باشگاه حوالي سه چهار بعد از ظهر به پايان مي رسد و از همين رو شايد تنها يك موضوع مهم مديران ارشد استيل را به يك جلسه شبانه بكشاند.آيا بركناري حميد استيلي محور اين جلسه بوده وآيا حرفي ازعلي دايي هم به ميان آمده است؟ فعلا كه شايعات بد جوري جولان مي دهند.

نوشته شده توسط علیرضا در 17:4 | | لینک ثابت
شنبه دهم مرداد 1388

چند هفته قبل زمانی که خبرگزاری ها و نشریات ایران از احتمال حضور علی دایی در باشگاه نیوکاسل انگلستان به عنوان مربی نوشتند کمتر کسی این خبر را جدی گرفت. در آن مقطع این شایعه مطرح شد که یک ایرانی متمول قصد خرید باشگاه معروف نیوکاسل یونایتد را دارد و پس از اجرای این برنامه قصد دارد علی دایی را به عنوان مربی و شماری از بازیکنان فوتبال ایران را به عنوان بازیکن به این باشگاه ببرد. این خبر در آن مقطع چندان جدی گرفته نشد، به خصوص آنکه رسانه های انگلستان هم در آن مقطع اعلام کردند اصلی ترین و عمده ترین خریدار بالقوه باشگاه نیوکاسل یک گروه سرمایه گذار سنگاپوری است اما از هفته گذشته ناگهان بسیاری از رسانه های انگلستان متوجه خریدار ایرانی باشگاه شدند. منتفی شدن مذاکرات با گروه سنگاپوری و حضور نماینده طرف ایرانی در انگلستان رسانه های انگلستان را به این نتیجه رساند که این مذاکرات جدی است. زمانی که روز پنجشنبه درک لامبیاس رئیس هیات مدیره باشگاه اعلام کرد نیوکاسل هفته آینده در اختیار صاحب جدید قرار خواهد گرفت، مشخص شد مساله جدی است. در دو روز گذشته بسیاری از رسانه های ورزشی جزیره این خبر را درج کردند که مذاکرات بازرگان ثروتمند ایرانی ساکن دوبی - سیروس محجوب - با مایک اشلی مالک فعلی باشگاه نیوکاسل یونایتد مراحل انتهایی خود را طی می کند. براساس اعلام این رسانه ها به نظر می رسد دو طرف بر قیمت یکصد میلیون پوند (بیش از 160 میلیارد تومان) به توافق رسیده اند اما آنچه موجب سرگشتگی بسیاری از رسانه ها و طرفداران باشگاه نیوکاسل شده نبودن اطلاعاتی در مورد سیروس محجوب است. در روزهای اخیر وب سایت رسمی باشگاه نیوکاسل (که معروف به تیم کلاغ ها است) و نیز وب سایت های هواداران باشگاه پر از اظهارنظرهای طرفدارانی است که می پرسند: «سیروس محجوب کیست؟» تمام این افراد از این متعجب هستند که چرا هیچ ردپایی از این بازرگان به ظاهر ثروتمند در اینترنت یا در رسانه های دوبی نیست و مشخص نیست حیطه فعالیت او و سابقه کاری وی چیست. تنها اخباری که در دسترس این علاقه مندان است حرف های سیروس محجوب با یک خبرگزاری ایرانی، خبرگزاری کار معروف به ایلنا، است که توسط بسیاری از رسانه ها تکرار شده است. این موضوع آنقدر برای انگلیسی ها عجیب است که حتی برخی از آنها مدعی شده اند این شخص وجود خارجی ندارد یا اگر هم چنین شخصی وجود داشته باشد در واقع نماینده گروهی از افراد ثروتمند و شناخته شده است که نمی خواهند حضور آنها در این معامله مشخص شود.
    اما ردپای سیروس محجوب در رسانه های ایران پررنگ تر است. بر اساس اخباری که اینجا و آنجا منتشر شده، سیروس محجوب از بازرگانان ایران ساکن دوبی است که در حیطه مستغلات و صادرات کالا به ایران فعال است و بسیار علاقه مند به فوتبال و از دوستان نزدیک دایی و هدایتی محسوب می شود و اسپانسر این فصل باشگاه پرسپولیس هم که گویا برای اسپانسر پیراهن این باشگاه و استفاده از آرم خود در تمام مکان ها (مسابقات، تمرین ها، کنفرانس های خبری و...) شش میلیارد تومان به این باشگاه می پردازد هم موسسه ای است که مدیریت آن با سیروس محجوب است. نشریات انگلیسی مدعی شده اند محجوب تصمیم دارد پس از خرید باشگاه نیوکاسل، مربیگری را به کوین کیگان اسطوره فوتبال جزیره در دهه 70 و سرمربی سابق باشگاه بسپارد، در همین حال این خبر هم شنیده می شود که علی دایی شاید به عنوان دستیار اول یا شاید به عنوان مشاور در تیم فنی باشگاه معروف انگلیسی جای بگیرد.
    نیوکاسل که از قدیمی ترین و پرافتخارترین باشگاه های انگلستان محسوب می شود، فصل پیش روزگار بدی را گذراند و در نهایت با سرمربیگری آلن شیرر به دسته پایین تر سقوط کرد. حالا این باشگاه بدون سرمربی است و اوبانی مارتینز و بواسونگ دو بازیکن این تیم هم در حال ترک آن هستند و سایر بازیکنان هم عملکرد بسیار ضعیفی را ارائه داده اند. این تیم در دو بازی تدارکاتی خود در این فصل با نتیجه شش بر یک مغلوب تیم لایتون اورینت شد و در بازی بعدی هم با تیم لیدزیونایتد به نتیجه مساوی بدون گل رسید. اما نکته جالب این بود که 15 هزار نفر در این بازی دوستانه به ورزشگاه سنت جیمزپارک رفته بودند تا برای یک بازی دوستانه یک رکورد جالب را رقم بزنند.
به هرحال در روزهای آینده قطعاً اخبار بیشتری در مورد این انتقال و حواشی آن منتشر خواهد شد.

منبع:سرمایه 
نوشته شده توسط علیرضا در 23:11 | | لینک ثابت
پنجشنبه یازدهم تیر 1388
حسين قدوسي: بازيكناني كه بعد از بركناري علي دايي در تركيب اصلي تيم ملي ايران مقابل كره شمالي به ميدان رفتند در زمره كم اثر ترين و پراشتباه ترين شاگردان افشين قطبي بودند. علي كريمي كه اختلافات او با علي دايي و عدم حضورش در ديدارهاي قبلي تيم ملي به بحث تمام نشدني محال فوتبال ايران تبديل شده بود در پيونگ يانگ كم اثرترين و كم كارترين بازيكن ميدان بود.

كريمي به عنوان هافبكي كه قرار بود پشت سر وحيد هاشميان انجام وظيفه كند در اين ديدار كم اثر ظاهر شد و به جز پاسي كه براي مهدي مهدوي كيا ارسال كرد تاثير خاص ديگري در حملات ايران روي دروازه حريف نداشت. او حتي نسبت به روزهاي خوبش در تيم پرسپوليس هم فاصله بسيار زيادي داشت و ثابت كرد كه ديگر نمي توان با اين شرايط روي او به عنوان بازيكن نود دقيقه اي حساب باز كرد.

محمد نصرتي در دفاع چپ پر اشتباه ترين بازيكن تيم ملي بود كه كره اي ها در سايه ضعف او توانستند حملات خطرناكي را روي دروازه تيم ملي تدارك ببينند. او نسبت به ستار زارع كه در زمان علي دايي مدافع چپ تيم ملي بود عملكرد ضعيف تري داشت. در ميانه ميدان هم پژمان نوري يا آندرانيك تيموريان بهتر از حسين كاظمي نبودند. از سويي ديگر معلوم نبود چرا افشين قطبي بيش از 38 دقيقه از مسعود شجاعي در تركيب اصلي بهره برد. شجاعي كه 5 روز قبل از بازي ايران- كره تيم اوساسونا را در يك بازي پر فشار و حساس مقابل رئال مادريد همراهي كرده بود به واسطه آسيب ديدگي نتوانست در تمرينات تيم ملي در روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه پا به توپ شود، او به واسطه خستگي مفرط و تنها يك تمرين نصف و نيمه با ساير ملي پوشان از اغاز بازي نشان داد كه اصلا در فرم مطلوبي به سر نمي برد و حساب كردن روي او اشتباه بزرگي خواهد بود. شجاعي در حالي در سمت چپ خط مياني بازي كرد كه در تيم اوساسونا به عنوان هافبك راست انجام وظيفه مي كند. قطبي اما 38 دقيقه به شجاعي در سمت چپ دل بست تا محمدرضا خلعتبري كه آماده ترين بازيكن اين روزهاي فوتبال ايران است فرصت چنداني براي خودنمايي و استفاده از تكنيك خوب اش نداشته باشد. مهدي مهدوي كيا هم فقط در نيمه اول عملكرد خوب داشت و در 45 دقيقه دوم هيچ تاثيري در امور هجومي نداشت تا عدم تعويض او و علي كريمي در 30 دقيقه پاياني سوالاتي را به ذهن متبادر كند.

 نقطه اوج نااميدي اما وحيد هاشميان بود كه ظاهرا فوتبال ايران بي دليل ازا و انتظار گلزني دارد. مهاجمي كه در فصل 2008-2009 بوندس ليگا فقط يكبار گلزني كرده و در سال هاي اخير نتوانسته مهره قبال اتكايي در تورنمنت هاي بين المللي (جام جهاني، جام ملت هاي آسيا و مقدماتي جام جهاني) براي باز كردن دروازه حريفان باشد در پيونگ يانگ نيز ثابت كرد كه اميدوار بودن به گلزني او اشتباه بزرگي است كه مربيان تيم ملي به واسطه تجربه و نام بزرگ او مرتكب مي شوند. هاشميان در اين بازي هم با رفتن به كناره ها و حضور در جمع هافبك ها نشان داد كه عادت بد خود را هنوز ترك نكرده و مي خواهد به هر نوعي كه شده نشان دهد در زمين حضور دارد. علاوه بر اين نبايد فراموش كرد كه هاشميان هم مي تواند دفاعيه اي به نام «عدم تغذيه مناسب از سوي هافبك ها» را مطرح كند بايد گفت افشين قطبي هم نتوانست مشكل گلزني تيم ملي و خلق موقعيت ها را از اين بين ببرد.

 شاگردان افشين قطبي و به ويژه آنهايي كه بعد از بركناري دايي به تركيب اصلي تيم ملي راه يافتند ديروز ثابت كردند كه علي دايي چندان هم درباره اين نفرات اشتباه نكرده است. تيم ملي در بازي با كره شمالي از هيجان و طراوت لازم براي كسب سه امتياز به دور بود و احتياط بيش از حد ملي پوشان و تمايل براي پياده كردن اين استراتژي كه  «گل نخوريم، گل مي زنيم» چيزي نمانده بود كه منجر به اجراي اين قانون شود كه «گل نزني، گل مي خوري»! با اين اوصاف باز هم جاي شكرش باقيست كه سيدمهدي رحمتي با نمايش عالي خود در سه نوبت مانع از فروپاشي دروازه اش شد تا تيم ملي ايران براي صعود به جام جهاني دلخوش به اما و اگرها و حماسه سازي در مرحله پلي اف باشد!
نوشته شده توسط علیرضا در 16:59 | | لینک ثابت
دوشنبه هشتم تیر 1388

سايه دايي، بالاي سر تمام ليگ نهم است. او را مي توان آلترناتيو درجه يک سرمربياني دانست که امروز با عقد قرارداد تازه يا تديد قرارداد قبلي شان روي نيمکتهاي ليگي نشسته اند و آن را منزل جاودانه خود مي دانند! فراموش نکنيم اعتماد به دايي - حتي دايي به تنهايي خزيده- کار دشواري نيست و عمدتاً به موفقيت مي انجامد.

1 ) بتدريج به روزهاي آغاز ليگ نهم حرفه اي نزديک مي شويم و تيمها، صاحبان نيمکت خود را مي شناسند. با توجه به مسايل پيش آمده براي تيم ملي و موفقت تلويحي فدراسيون فوتبال با تمديد قرارداد افشين قطبي، نيمکت آن تيم را نيز بايد متعلق به جناب امپراتور دانست.


به نوشته قدس؛ رفته رفته چيدمان مربيان فوتبال ايران براي فصل جديد فوتبالي روشن مي شود و ما البته هر چه چشم مي دوانيم، جاي يک نفر را خالي مي بينيم؛ علي دايي!

2 ) مشهورترين ستاره تاريخ فوتبال ايران، در عالم سرمربيگري سرگذشت عجيبي يافت. او تنها هشت ماه پس از آنکه عملاً گام به اين اقليم گذاشت، در کمال ناباوري توانست قهرماني ليگ برتر را با سايپا جشن بگيرد.

پس از آن و به رغم مخالفت کارشناسان، شهريار در دام بي تدبيري هاي فدراسيون فوتبال گرفتار شد تا در اوج خامي و جواني، هدايت تيم ملي را بپذيرد؛ آنچه وي را نابود کرد. در واقع علي دايي از سرنوشت تلخ امير قلعه نويي درس نگرفت تا راهي را که سرمربي پيشين استقلال پيمود و ناکام ماند، شخصاً طي کند و ديگر بار طعم شکستي جديد را بچشد.

بعد از کنايه هاي بي پايان و ملامتهاي تلخ نوروزي هواداران فوتبال خطاب به علي دايي، او کنج عزلت را برگزيد تا براي ماه هاي طولاني، حتي يک خط خبر فوتبالي هم از وي وجود نداشته باشد. در حال حاضر ستاره فروزان فوتبال ايران که «شايد» مي توانست در وادي مربيگري هم استعداد مشابهي داشته باشد، به انزوا رفته و اين محصول سؤ تدبير توأمان خودش و زعماي تشکيلات فوتبال ايران است. اما آينده چه خواهد شد؟

3 ) ما علي دايي را مي شناسيم. او اهل سازش با شکست نيست. با شکوه ترين فصلهاي کتاب بازيگري شهريار، درست مقارن است با مقاطعي که بشدت از وي انتقاد مي شده و سخن از «پايان دايي» به ميان مي آمده است.

بارها او را ديده ايم که از شکست، پلي بلند به سوي پيروزي زده و در هجمه ناملايمت ها، مفقود و محزون نشده است. اوج اين داستان، بيرون آمدن علي دايي از پيله تنهايي اش بعد از ناکامي در جام جهاني 2006 بود؛ جايي که ناگهان در کسوت مربي- بازيکن در سايپا به چنان موفقيت خيره کننده اي رسيد که حتي برخي از مخالفان ديرينه اش مجبور به کرنش در برابر او شدند.

همه اينها، يعني آنکه نبايد تصور کرد سکوت امروز شهريار به درازا مي انجامد و او را به اين زودي ها در سطح اول فوتبال کشور نخواهيم ديد.

4 ) سايه دايي، بالاي سر تمام ليگ نهم است. او را مي توان آلترناتيو درجه يک سرمربياني دانست که امروز با عقد قرارداد تازه يا تمديد قرارداد قبلي شان روي نيمکتهاي ليگي نشسته اند و آن را منزل جاودانه خود مي دانند! فراموش نکنيم اعتماد به دايي - حتي دايي به تنهايي خزيده- کار دشواري نيست و عمدتاً به موفقيت مي انجامد.

غير از تجربه تيم ملي که حقيقتاً با شکست همراه بود و ريشه اش را بايد در ديوان نقص اداري فوتبال ايران و البته ديوانسالاراني که هيچ گاه حاضر نشدند عجيب گماردن شهريار روي آن نيمکت را توضيح بدهند، جستجو کرد. در باقي موارد نام دايي تکيه گاه مطمئني براي مديران بوده و هيچ چيز عجيبي نيست که عده اي از آنها بخواهند در خلال ليگ تازه، اين نقطه اتکا را دوباره بيازمايند.

با شناختي که از دايي داريم، مي دانيم اين ماه هاي دوري، صرف نفسگيري و تجربه اندوزي اش مي شود تا او در بازگشت دوباره اش با نيرويي افزون تر به ميدان گام بگذارد. حواس همه سرمربي ها به اين آلتر نا تيو قلدر باشد!

نوشته شده توسط علیرضا در 2:36 | | لینک ثابت
پنجشنبه چهارم تیر 1388

هومن افاضلي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس، اظهار داشت: ناكامي تيم ملي مي‌تواند دلايل متعددي داشته باشد. يكي از دلايل، ساختاري است كه در كوتاه مدت قابل حل كردن نيست. فردي هم وجود ندارد كه بخواهد با برنامه‌اي كه ارائه مي‌كند، آنها را حل كند.
وي ادامه داد: در تاريخ 80 ساله جام جهاني، ايران فقط در 3 دوره حضور داشته است. اين معنايش اين است كه اشكالات فراواني داريم. هميشه خود به خود برخي بازيكن نخبه گردهم جمع شده‌اند يا يك مربي برنامه‌ريز آمده و برخي مسائل فراهم بود، تيم به جام جهاني رفت؛ در غير اينصورت، در اين زمينه هيچ موقع موفق عمل نكرديم.
آناليزور سابق تيم ملي با اشاره به اينكه با تعويض دايي مخالف بودم، گفت: از فرصت‌هاي مقطعي هم خوب استفاده نمي‌كنيم. دايي در اوليم باختش در يك بازي رسمي بركنار شد و فدراسيون به دنبال قطبي رفت.
وي ادامه داد: قطبي در رديف بزرگترين هنرمندان مانند عزت‌الله انتظامي، جمشيد مشايخي و محمدعلي كشاورز و چه بسا بالاتر قرار دارد. قطبي مي‌تواند نامزد جايزه اسكار هم شود. اگر دايي بزرگترين شخصيت فوتبالي را از سمت سرمربيگري بركنار مي‌كنيم، كسي كه همه دنيا فوتبال ايران را به اسم او مي‌شناسند، بايد دنبال كسي برويم كه يا در سطح دايي باشد يا بالاتر از او.
افاضلي خاطر نشان ساخت: مقايسه بين تروسيه و قطبي مثل بنز و ژيان است كه ژيان را انتخاب كرديم. قطبي را با سلام و صلوات آورديم و پس از آن قول‌هايي داد كه هيچكدام عملي نشد. نه تيم به جام جهاني رفت و نه 2 كره‌اي را كه مي‌گفت هيچ‌كس اندازه من مي‌شناسد، شكست داديم. زمان قطبي 3 مسابقه انجام داديم كه 2 ديدار با تيم‌هايي بود كه تكليفشان از قبل مشخص شده و انگيزه‌اي براي ديدار با ما نداشتند.
وي با بيان اينكه امارات در مسابقه با ايران از 7 بازيكن جوانانش استفاده مي‌كرد، گفت: در تهران اين تيم را به زور با يك گل شكست داديم و مقابل كره‌شمالي مساوي كرديم و برابر كره‌جنوبي در حالي كه قطبي ادعا مي‌كرد، اين تيم را مانند كف دستش مي‌شناسد. شانس آورديم كه بازي را واگذار نكرديم.
افاضلي در مورد ادعاي قطبي مبني بر اينكه مربيان ايراني همين 5 امتياز را هم نمي‌گرفتند، تصريح كرد: او راست مي‌گويد زيرا مربيان ايراني 6 امتياز مي‌‌گرفتند. اگر با دايي بوديم، كره شمالي را شكست مي‌داديم و اگر با كره‌جنوبي مساوي مي‌كرديم، به راحتي به جام جهاني مي‌رفتيم.
وي افزود: از لحاظ آماري ثابت مي‌كنم كه كار قطبي با اشكال مواجه بود. تيم قطبي نسبت به دايي از لحاظ آماري ضعيف‌تر بود. اگر آمار فني را بررسي كنيم، مجموع توليدات فني تيم ملي در اين 3 بازي از 3 مسابقه‌اي كه دايي مربي تيم ملي بود، در مجموع پايين‌تر بود.
كمك دايي در تيم ملي ادامه داد: قطبي به خوبي نظم و انضباط را در تيم ملي رعايت كرد. اين نظم و انضباطي كه قطبي از آن حرف مي‌زند، شايد در هاليوود باشد چرا كه در تيم ملي اين را مشاهده نكرديم. كي سابقه داشته كه 10 بازيكن همزمان از تيم ملي جدا شوند؟ هر كس يك جايش را بهانه كرد و رفت.
وي در مورد موافقت فدراسيون با برنامه‌هاي 4 ساله قطبي، اظهار داشت: بسيار خوشحالم كه اين اتفاق ‌مي‌افتد چرا كه تا 4 سال مي‌توان راجع به برنامه او حرف زده و لذت برد. ممكن است قول قهرماني جهان را هم بدهد. قطبي حقش ضايع شده كه 3 بار اسكار سينماي جهان را نگرفته است.
افاضلي با اشاره به اينكه ضمانت مي‌دهم در پايان برنامه 4 ساله قطبي فوتبال ايران در حد بنگلادش باشد، گفت: تنها جايي كه بين ژيان و بنز با قيمت بنز، ژيان را انتخاب مي‌كنند، ايران است.

نوشته شده توسط علیرضا در 2:4 | | لینک ثابت
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388

اظهارت چند روز اخیر رئیس و هیات رئیسه فدراسیون فوتبال خشم هواداران علی دایی را برانگیخت و تصمیمات این مجموعه را بیش از هر زمان زیر سوال برد.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، پس از برکناری علی دایی از سرمربگیری تیم ملی فوتبال به واسطه به ایجاد شرایطی دشوار برای صعود تیم ملی ایران به جام جهانی، فدراسیون فوتبال این بار محمد مایلی‏کهن را پس از کش و قوس‏های فراوان به عنوان سرمربی تیم ملی برگزید اما اظهارات مایلی‏کهن که در قالب دو بیانه منتشر شد و با ادبیات چندان خوشایندی همراه نبود، زمینه لازم را فراهم ساخت تا برخی اشخاص به خواسته خود دست یابند و این بار با برکناری وی، آخرین گزینه مطروحه برای هدایت تیم ملی، عنان امور را به دست گیرد.

پس از برکناری مایلی‏کهن و در حد فاصل سپردن کامل مسئولیت تیم ملی به سرمربی ایرانی - آمریکایی تیم ملی، فدراسیون با صدور بیانیه‏ای، متذکر شد: "حریم شکنی و اسائه ادبی که نسبت به فرزند برومند ایران اسلامی جناب آقای محمد مایلی کهن سرمربی گرانمایه و اسبق تیم ملی ایران که براستی سرباز بلند اختر میهن اسلامی است، بروز کرد، موجب تاسف و تاثر شدید هیات رئیسه فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران و خانواده بزرگ فوتبال کشور را فراهم آورد و امیدواریم که ورزشگاههای کشور از این پس محل رشد و تعالی باشد و از الفاظ رکیک و زشت نسبت به هر عزیزی که برای ایران اسلامی افتخارآفرینی می کند پرهیز کنند. هیات رئیسه فدراسیون فوتبال ضمن تشکر و قدردانی از آقای محمد مایلی‏کهن که در این برهه حساس با شایستگی هایش برای تیم ملی در مقاطع مختلف از جان و وجود مایه گذاشت، تشکر می کند و توفیق ایشان در هر سنگر دیگری که انتخاب می کند، آرزومند است و برای برادر عزیز سید افشین قطبی آرزوی توفیق جهت هدایت تیم ملی را دارد. فدراسیون فوتبال با خاطیانی که قداست ورزشگاههای کشور را لوث و آلوده می کنند، به شدت برخورد خواهد کرد و از باشگاههایی که به نحوی از انحاء اخلاق و فرهنگ را زیر سوال می برند، سنگین ترین احکام موجود در آئین نامه انضباطی را در نظر خواهد گرفت."

با صدور دیرهنگام این بیانیه، فدراسیون فوتبال به شدت زیر سوال رفت، چرا که عملاً این ادبیات عملاً حمایت از مایلی‏کهن و رفتارش تلقی شد که با این تفاسیر چنین پرسشی مطرح شد که اگر این اقدام مورد تایید فدراسیون فوتبال است، برکناری سرمربی تیم ملی توسط کفاشیان و در غیاب اعضاء مخالف هیات رئیسه، چه معنا و مفهومی داشته است و اگر واکنش سرمربی سابق تیم ملی غیرقابل تایید است، صدور این بیانیه چه مفهومی خواهد داشت؟!
در این فضا، افشین قطبی سرمربی پیشین پرسپولیس و آنالیزور مربیان مطرحی همچون گاس هیدینك، دیك ادو وكات و پیم وربیك که از پشتوانه مردمی قابل توجهی برخوردار است، با نظر علی کفاشیان، مرد اول نیمکت تیم ملی فوتبال ایران شد تا به گفته‏هایش پس از سرمربیگری دایی و مایلی‏کهن و وعده‏های پس از آن، مبنی بر صعود تیم ایران به جام جهانی، جامه عمل بپوشاند.
 
اما همه چیز به این موضوع ختم نشد و پس از اعلام این موضوع توسط رئیس فدراسیون فوتبال که اگر تیم ملی به جام‌جهاني صعودكرد، وي همچنان به كار خود را ادامه خواهد داد و اگر هم به جام‌جهاني صعود نكرديم طي صحبت‌هاي توافقي در خصوص ادامه يا قطع همكاري مذاكره خواهيم كرد و در واقع راه تمدید قرارداد قطبی را در صورت عدم صعود به جام جهانی، بازگذاشت، شرایط به کلی تغییر پیدا کرد و اطرافیان دایی و مایلی‏کهن که حذف این دو چهره را صرفاً با هدف انتخاب مربی‏ای برای صعود به جام جهانی می‏دانستند، موضعی غضبناک گرفتند، چرا که اگر صعود به جام جهانی برای فدراسیون فوتبال اصل نیست و با عدم صعود تیم ملی به جام جهانی آب از آب تکان نخواهد خورد و قطبی همچنان سرمربی تیم ملی خواهد ماند، چه ضرورتی برای تغییر کادر فنی تیم ملی فوتبال وجود داشت که در این چهارچوب سرمربی تیم ملی تغییر یابد و دایی چوب بی‏تدبیری و سرمایه‏سوزی برخی مدیران غیرمتخصص را بخورد؟
 
 پس از آنکه اعلام شد، رقم قرارداد قطبی ناچیز است ولی تنها دستیارانش برای سه بازی صدهزار دلار دریافت خواهند کرد و خود نیز در صورت صعود تیم ملی به جام جهانی، تنها پانصدهزار دلار پاداش دریافت خواهد کرد، اگرچه با این تعبیر که قطبی با تحقق این امر پاداشی چند میلیون دلاری را نصیب فدراسیون فوتبال کرده است و این رقم پاداش از محل پاداش تعلق گرفته به ایران پرداخت می‏شود، توجیه پذیر شد ولی این بار نیز جمعی از طرفداران دایی با وسعتی بیشتر، به قرارداد سرمربی جوان تیم ملی اشاره کردند و رقم پرداختی به قطبی را در قیاس با آن، بی عدالتی و بی ارزش خواندن دایی قلمداد کردند.
 
پروسه تحریک هواداران دایی زمانی به مرحله تکمیلی رسید که در اخبار آمد، قطبی تحت عنوان ملاقات لژیونرها قصد دارد به سفری دور اروپا برود و پس از سفر به دبي و بازگشت به تهران راهی اسپانيا، آلمان و انگليس خواهد شد، حال آنکه بر هیچ کس پوشیده نیست، مشاهده تمامی بازیهای لژیونرهای ایرانی از طریق شبکه‏های ماهواره‏ای و همچنین مذاکره با ایشان از طریق تلفن امکان‏پذیر است و سفرهای قطبی شبیه سفرهای دایی به آمریکا و اسپانیا توسط این عده تلقی گردید که در دوران سرمربیگری‏اش با انتقادات شدیدی روبرو شد.
 
در بیان کلی، خشم هواداران دایی از تصمیمات فدراسیون فوتبال بدین سبب شدت گرفته و امکان دارد در صورت شکست ایران در بازیهای پیش رو، حتی بر روی سکوها نیز تاثیرات منفی برجای بگذارد، به واسطه ایجاد چنین تصوری است که خون امپراتور رنگین‏تر از خون شهریار تلقی شده است و اگر فضای پیش روی دایی یک تنگ تلقی می شد، آزادی عمل و فضای باز قطبی یک استخر است.
 
در واقع به واسطه این تصمیمات، تنها با گذشت اندک زمانی از انتصاب قطبی به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان، وی منتقدانی خشمگین را رو سکوها به خود اختصاص داد که این امید وجود دارد، این ایرانی آمریکایی با عملکردش در دیدارهای پیش رو، این عده را نیز به جمع هوادارانش بیافزاید و فضا به سمتی پیش نرود که بار دیگر امنیت سرمربی تیم ملی به خطر بیافتد و وی این بار کرسی سرمربیگری تیم ملی را برجای بگذارد و شبانه تهران را به مقصد دبی ترک کند.

نوشته شده توسط علیرضا در 2:59 | | لینک ثابت
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388

هافبك تيم فوتبال استقلال تهران گفت: مسئولان فدراسيون به دليل اعتراض تماشاگران دايي را بركنار كردند.

حيدري پيرامون اينكه آيا در اين مقطع بركناري علي دايي به سود تيم ملي است؛ يا خير گفت: اعتقاد دارم كنار گذاشتن دايي در اين شرايط كار درستي نبود. فكر مي كنم مسئولان به خاطر تماشاگران زيادي كه به ورزشگاه رفته بودند دايي را بركنار كردند. البته تماشاگران از تيم ملي انتظار دارند و آنها به حق خود كه پيروزي در اين ميدان بودند نرسيدند. ايران مقابل عربستان بازي خوبي به نمايش گذاشت و حتي تا زماني كه شجاعي گل ما را به ثمر رساند خوب كار كرد اما پس از گل نتوانست بازي را مديريت كند و در نهايت 3 امتياز را واگذار كرديم.

وي ادامه داد: هميشه وقتي تيم ها به بحران مي‌رسند با وارد كردن شوك سعي در تغيير شرايط دارند اما با توجه به اينكه دايي نفرات تيم ملي را مي‌شناخت، مي‌توانست با يكسري تغييرات در 3 مسابقه آينده نتيجه بگيرد.
حيدري در خصوص شانس صعود تيم ملي فوتبال ايران به جام جهاني آينده گفت: يك بازي فينال گونه با كره شمالي در پيونگ يانگ داريم. اگر در آنجا پيروز شويم 90 درصد به جام جهاني صعود خواهيم كرد. اگر بازيكنان ما خودشان باشند و غيرت ايراني را نشان دهند شكست دادن هر 3 تيم كار سختي نخواهد بود. ضمن آنكه ما هيچ چيز از فوتبال ايستاي عربستان كه توانست در تهران ما را شكست دهد كم نداريم و مي‌توانيم كره شمالي را در خانه‌اش شكست دهيم.

نوشته شده توسط علیرضا در 14:35 | لینک ثابت
شنبه پانزدهم فروردین 1388

نگران نباشيد. علي دايي جاي دوري نرفته است، درست که گوشي اش را پاسخ نمي دهد و خودش را از دسترس خارج کرده، اما هيچ جاي نگراني نيست.

او کار دست خودش نمي دهد. فقط خودش را در معرض انظار قرار نمي دهد. شايد کنج عزلت گزيده و با خودش خلوت کرده است و مي انديشد که بر او و تيم ملي چه گذشت. دعوت عادل فردوسي پور را رد مي کند و قضاوتهاي متفاوت از عملکرد خود را بر خلاف سبک و سياق خودش بي جواب مي گذارد. نيمکتي را که مدعي بود حقش است از وي گرفتند.

به همان تلخي پست سرمربيگري را وا نهاد که بعد از جام جهاني پيراهنش را گذاشت و رفت. اما علي دايي بر مي گردد. منتقدان او دلشان را صابون نزنند، جاي دوري نرفته. او چند صباحي به سايه خزيده است. مثل آنچه بعد از جام جهاني بر وي گذشت. مي رود تا تجديد قوا کرده و دوباره باز گردد. اين بار اول نبوده که او به خاکستر مي نشيند.

اگر چه دهانش مزه شکست را کمتر به خود ديده است، اما با طعم آن بيگانه هم نيست. بار گذشته جدايي او از تيم ملي بسيار رقت انگيز تر بود. صيغه طلاق بعد از بيش از يک دهه جاري مي شد و روايتهاي طنز آن به سوژه و نقل پيامکهاي تلفني تبديل شد ه بود. اما دايي خيلي زودتر از آنچه تصور مي شد و در کسوتي متفاوت بازگشت.

شايد هر کس ديگري غير از دايي مي بود، زير آوار هجمه بزرگ آن دوران له مي شد و ياراي دوباره بلند شدن نمي يافت اما نکته کليدي ماجرا درست در همين جاست «علي دايي بودن» و اين يعني تفاوت در شاکله وجودي او که آقاي شماره 10 و آقاي سرمربي - حالا ديگرهردو «سابق» - را از بدنه فوتبال جداکرده و متمايز مي کند. بار گذشته او از روزنه سايپا دوباره جوانه زد و رشد کرد.

اولين سال سرمربيگري و اولين قهرماني. همين کارنامه کافي بود تا مسؤولان دستپاچه ورزش ايران را که شعار بها دادن به اسطوره ها و «ما» مي توانيم، سر مي دهند؛ او را خيلي زود تر از آنچه عرف و منطق تأييد کند، بر مسند تيم ملي نشاندند.

حالا يک بار ديگر درخت تنومند دايي زمين افتاده است. اما قابل پيش بيني است که دوران نقاهت او ديري نخواهد پاييد و او خيلي زود از جايي ديگر جوانه خواهد زد. کسي نمي داند کجا. تيم ملي را از دست داده و با حضور محمد مايلي کهن در سايپا راه بازگشت به اين تيم هم مسدود است، اما باز هم جاي نگراني براي دايي نيست.

او از بيکاري و گرسنگي تلف نخواهد شد. هنوز هم خيلي ها در اين فوتبال او را مي خواهند. شايد امروز و فردا نه، اصلاً شايد ترجيح خودش هم اين باشد که بيرون گود بنشيند. به دوستانش در خارج از کشور سر بزند و بيزينس هايش را سر و سامان دهد.

اما آنچه که مسلم است پيوند دايي- فوتبال به اين سادگي ها گسسته نخواهد شد. چه بسا آنچه که در اين يکسال و اندي بر او گذشت، گلزن کهنه کار و مربي جوان را آبديده تر کند تا اگر دفعه بعدي در کار بود -که قابل پيش بيني است که باشد -آن را به اين سهولت از دست ندهد و بليتش را براي بار دوم اين چنين راحت نسوزاند.علي دايي همين دور و اطراف فوتبال باقي خواهد ماند. جايي نمي رود. جايي ندارد که برود.

دايي قسمتي از فوتبال است و فوتبال بخشي از دايي. آنها باز هم به هم خواهند رسيد. به همين زودي. خواهيد ديد.

نوشته شده توسط علیرضا در 17:32 | لینک ثابت
شنبه پانزدهم فروردین 1388

كارشناس فوتبال گفت: تا زماني كه به ورزش و فوتبال كشور نگاه مقطعي داشته باشيم، وضعيت تيم ملي هم همين خواهد بود و پيشرفت درستي نخواهيم داشت.

رسول كربكندي در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پيرامون اتفاقات رخ داده در تيم ملي فوتبال ايران، اظهار كرد: تا زماني كه به ورزش و فوتبال كشور نگاه مقطعي داشته باشيم، وضعيت تيم ملي همين خواهد بود. ما چيزي نكاشتيم كه بخواهيم آن را درو كنيم. ما هيچ نگاه درازمدت و ساختاري در اين زمينه نداريم و به طور مثال هيچ سرمايه‌گذاري در تيم‌هاي پايه نداريم.

وي افزود: متاسفانه ما برنامه‌اي جامع براي پيشرفت در ورزش و فوتبال نداريم كه اگر هر كسي مسووليتي را پذيرفت، ملزم باشد آن را ادامه دهد. اكنون در فوتبال مي‌بينيم كه تهران جدا از ساير استان‌ها، در درون خود رقابت‌هايش را برگزار مي‌كند، در حالي كه استان‌هاي ديگر بايد براي برگزاري مسابقات به استان‌هاي ديگر سفر كنند، اين يك اشكال ساده است كه در هيچ جاي دنيا به چشم نمي‌خورد. ما بايد براي پيشرفت، برنامه‌ريزي كنيم و به رشد از پايه بيانديشيم، نه اينكه تمام آمال و آرزوهاي ما صعود به جام جهاني فوتبال باشد.

كربكندي ادامه داد: رفتن به جام جهاني، همه فوتبال ما نيست؛ اينكه تحت هر شرايطي تيم ملي را به اين مسابقات برسانيم و در آنجا هم با ضعيف‌ترين نتايج جام را ترك كنيم، موفقيتي را براي ما نخواهد داشت. ما در حال حاضر حتي يك سياست‌گذاري مشخص، برنامه بلندمدت و تقويم يك‌ساله هم در فوتبال نداريم و وقتي چنين مسايل مهمي وجود ندارد، با انجام بحث‌هايي در زمينه صعود تيم ملي به جام جهاني و تغيير و تحولات كادر فني آن مخالفم.

اين كارشناس فوتبال تاكيد كرد: متاسفانه مسايل بسياري در ورزش و فوتبال ما وجود دارد كه نمي‌توان آنها را بيان كرد و اصلا معتقدم فدراسيون فوتبال حتي در بركناري علي دايي، تصميم‌گيرنده اصلي نبود و نمي‌توانست به تنهايي در اين مساله دخالت داشته باشد. اكنون كه تيم ملي در چنين مقطعي قرار دارد شرايط بسيار دشوار شده و ما حتي براي صعود به جام جهاني كار بسيار سختي را در پيش داريم.

وي درباره استراتژي درست در انتخاب سرمربي جديد تيم ملي، تصريح كرد: بعيد مي‌دانم هيچ مربي براي هدايت تيم ملي در سه بازي پا به ميدان بگذارد. مربي خوب خارجي كه اصلا نمي‌آيد و مربيان برجسته داخلي هم به طور طبيعي چنين مسووليتي را در يك بازه‌ زماني كوتاه نمي‌پذيرند، مگر كسي باشد كه سرش براي اين پست‌ها درد كرده و يا به خاطر عرق ملي، مسووليت را بپذيرد.

كربكندي افزود: در هر حال فكر مي‌كنم مربياني كه تاكنون سابقه هدايت اين تيم را داشته‌اند، مي‌توانند بهترين گزينه‌ها باشند چرا كه آنها در پذيرفتن اين مسووليت، استرسي نداشته و نسبت به ديگر مربيان، به تيم ملي اشراف بيشتري دارند. در شرايط فعلي اگر سرمربي جديد نتواند در تيم ملي براي راهيابي به جام جهاني موفق باشد، قطعا با وجود اينكه تاثير بسياري كمي هم داشته اما نامش در پرونده ناكامي ثبت خواهد شد؛ (بنده در تيم برق شيراز چنين وضعيتي را دارم و اين شرايط را درك مي‌كنم) البته اگر مربي جديد در اين سه مسابقه موفق باشد، اعتبار ريشه‌دار خوبي براي كارنامه‌اش خواهد بود.

وي تاكيد كرد: به هر ترتيب معتقدم تصميم نهايي بر سر انتخاب سرمربي جديد بايد هر چه سريع‌تر انجام شود تا او بتواند در مسابقات باقي‌مانده از ليگ، بازيكنان تاثيرگذار را انتخاب كرده و به تنش‌هاي جاري در تيم ملي هم در كوتاه‌ترين زمان پايان دهد. پيروزي تيم ملي برابر كره شمالي در مسابقه بعدي غيرممكن نيست و البته تنها راه فدراسيون فوتبال و تيم ملي براي برون‌رفت از وضعيت فعلي است. اكنون گزينه‌هاي مختلفي براي هدايت تيم ملي مطرح مي‌شود كه بعضا حتي صحبت خاصي هم با آنها نشده، لذا ما به هيچ وجه ديدگاه فدراسيون در اين بحث را نمي‌دانيم و تنها اميدواريم سرمربي جديد هرچه سريع‌تر انتخاب شود.

كربكندي در پايان درباره بركناري علي دايي از تيم ملي نيز گفت: به طور طبيعي وقتي تيمي در چنين جايگاه و شرايطي قرار مي‌گيرد، راحت‌ترين راه براي مسوولين، تعويض سرمربي است. متاسفانه وقتي برنامه تلويزيوني 90 را ديدم، بحث‌ها به گونه‌اي بود كه احساس مي‌شد بازيكنان كمترين تقصير را در ناكامي تيم ملي دارند، در حالي كه آنها اصلي‌ترين عامل هستند. بازيكنان ابزار مربي هستند اما وقتي دايي آنها را انتخاب كرد و پايشان ايستاد و آنها نتوانستند كار خاصي در زمين انجام دهند، تيم نتيجه نمي‌گيرد و فشارها روي سرمربي خواهد بود. فضاي فوتبال حتي در ديگر نقاط دنيا هم چنين شرايطي را داشته و مربيان هم خود چنين وضعيتي را پذيرفته‌اند. فكر مي‌كنم اكنون هيچ مربي به اندازه علي دايي نسبت به اوضاع تيم ملي ايران اشراف ندارد اما خب اولين و اصلي‌ترين شوكي كه به هر تيمي وارد مي‌آورند،‌ تعويض سرمربي است.

نوشته شده توسط علیرضا در 17:8 | لینک ثابت
شنبه پانزدهم فروردین 1388

هومن افاضلی مربی و آنالیزور تیم ملی به خبرنگار مهر گفت: خیلی ها وضعیت تیم ملی را تا همین یکسال پیش فراموش کرده اند. تیم ملی قبل از آمدن علی دایی شرایطی داشت که همه دقایق گل نزدن تیم ملی را می شمردند اما دایی با جوانگرایی و ساختن یک تیم جدید آن قدر سطح توقعات را بالا برد که حالا همه انتظار صعود به جام جهانی را دارند.

افاضلی ادامه داد: دایی با شخصیت کاریزماتیکی که داشت تیم را به دنبال خودش می کشید و چنین شخصیتی در فوتبال ایران به این سادگی پیدا نخواهد شد.

وی تاکید کرد: به اعتقاد من دایی تنها کسی بود که می توانست با شهامت و جسارتی که داشت تیم ملی را به جام جهانی ببرد ولی با اولین شکست او را برکنار کردند در حالیکه تیم ملی هنوز شانس صعود به جام جهانی دارد و سرنوشت صعود در دست خودمان است.

مربی پیشین تیم ملی درخصوص وضعیت ادامه همکاری خود با تیم ملی اظهار داشت : قرارداد من با فدراسیون فوتبال اول فروردین ماه امسال به پایان رسید و با توجه به برکناری دایی تصمیمی برای ادامه همکاری با تیم ملی ندارم و برای کادر جدید آرزوی موفقیت می کنم.
وی یادآور شد: شاید علی دایی در انتخاب من به عنوان مربی و آمالیزور تیم ملی اشتباه کرده باشد ولی آیا بلاژویچ و برانکو هم اشتباه کردند که از من برای همکاری با تیم ملی دعوت کردند؟

افاضلی ادامه داد : لزومی ندارد آدم ها مدام از خودشان تعریف کنند. آنهایی که با اینگونه حرف ها قصد تخریب افراد را دارند بهتر است نگاهی به کارنامه خودشان بیندازند و آنوقت اینگونه اظهارنظر کنند.

وی در پایان گفت : تیم ملی هنوز فرصت صعود به جام جهانی را دارد و امیدوارم فدراسیون فوتبال با انتخاب یک گزینه مناسب کار علی دایی را برای رسیدن تیم به جام جهانی را کامل کند و بنده هم شخصا به عنوان یک هوادار برای کادر جدید تیم ملی آرزوی موفقیت می کنم.

نوشته شده توسط علیرضا در 17:1 | لینک ثابت
شنبه پانزدهم فروردین 1388

خداداد عزيزي در گفت و گو با خبرگزاري فارس درباره آرزوي چند سال قبل خود كه گفته بود مي‌خواهد سرمربي تيم ملي شود؛ اظهار داشت: مسائل رخ داده درباره علي دايي دليل نمي‌شود كه اين آرزو را نداشته باشم. دايي خودش شرايطي را فراهم كرد تا به اينجا رسيد. او مي توانست از نيروهاي حاضر در فوتبال استفاده بهتري كند.
وي افزود: دايي با توجه به اعتبار بين المللي خود بايد حداكثر استفاده را از اين موقعيت مي برد. تيم ملي مي توانست خيلي راحت تر از قبل راهي جام جهاني شود. چون اين عربستان آن عربستاني نيست كه هميشه مي شناختيم اما اين رسم فوتبال است كه در چنين مواقعي اينگونه مربي را مورد انتقاد قرار دهند.
عزيزي در حمايت از دايي ادامه داد: اينكه حالا هر كسي از راه مي رسد، يك ضربه اي به دايي مي زند نامردي است. يك زماني دايي نمي گذاشت كسي در كارش دخالت كند. او براي تيم ملي زياد زحمت كشيده و در برهه اي اشتباه كرده كه اشتباه براي هر مربي پيش مي آيد. مثلا قطبي اشتباه نكرد؟
نماينده فني مديريت استقلال اهواز در اين تيم تاكيد كرد: مگر نه اينكه قطبي تيم امسال پرسپوليس را خودش بست اما طاقت نياورد و رفت. آيا به اين اندازه اي كه به دايي گير داده اند كسي به او ايراد گرفت. جالب است كه او در فهرست گزينه هاي تيم ملي هم قرار گرفته است.
وي با بيان اينكه هر چقدر هم ادبيات گفتاري دايي با مطبوعات بد بوده است؛ نبايد او را اينطور مورد انتقاد قرار داد، تصريح كرد: حتي اگر ادبيات او بد باشد باز هم علي دايي است. خيلي از آقاياني كه سرمربي تيم ملي شده اند يك هزارم افتخارات دايي را در اين فوتبال نداشته اند اما فاتحه فوتبال ما را خواندند و رفتند اما كسي حتي يك ايراد هم از آنها نگرفت.
عزيزي تاكيد كرد: يكي از دلايل انتقاد شديد از دايي اين است كه رسانه ها در حال جبران ادبيات دايي هستند. البته من هميشه خودم با مطبوعاتي ها ارتباط خوبي داشته ام اما زماني هم كه آن مشكل براي خودم پيش آمد بعضي از دوستان مطبوعاتي بدون اينكه به قشر خبرنگار حرفي زده باشم عليه من مطلب نوشتند. كلا فوتبال طوري شده كه مي خواهند فقط به يكي ايراد بگيرند. بايد قبول كنيد كه رسانه ها نخواستند از دايي حمايت كنند و اين فقط مسئولان ورزشي بودند كه حامي دايي بودند.
وي عنوان كرد: نقش رسانه ها در تحريك هواداران غير قابل انكار است. رسانه ها اگر مي خواستند، مي تواسنتند دايي را بيشتر حمايت كنند. من خودم به برخي از تصميمات دايي انتقاد كردم اما نه انتقادي كه مربي را نابود كند.

نوشته شده توسط علیرضا در 16:48 | لینک ثابت
جمعه چهاردهم فروردین 1388

كارشناس فوتبال گفت: حضور در جام جهاني فرصتي براي پيشرفت فوتبال كشور است، نه يك هدف مقطعي.

مرتضي محصص در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد: بيش از هر بحثي درباره تيم ملي ايران بايد به سوالاتي كه از جام جهاني 2006 تاكنون باقي مانده بپردازيم. در آن زمان عنوان مي‌شد كه اگر به جام جهاني نرويم، 10 سال از فوتبال جهان عقب مي‌افتيم. اما، تيم ايران به جام جهاني راه يافت بدون آنكه پس از اين حضور تغيير خاص و بزرگي در فوتبال ايران صورت بگيرد.

وي افزود: امروز در برنامه‌ريزي ليگ و تيم‌هاي پايه رشدهايي داشته‌ايم اما، واقعا حضور در دوره‌ي گذشته جام جهاني چه دستاورد بزرگ و تحولي را براي فوتبال ايران ايجاد كرد؟

وي افزود: حضور در جام جهاني فرآيندي براي پيشرفت است و نبايد تنها حضور در اين رقابت‌ها هدف ما باشد. زماني كه يك تيم به جام جهاني مي‌رود در واقع به جمع برترين‌هاي جهان راه يافته اما، ما پس از جام جهاني آلمان شاهد بوديم كه حتي با يك تيم درجه اول جهان بازي نكرديم.

محصص ادامه داد: درباره‌ي كادرفني تيم ملي نيز بايد به اين سابقه توجه كنيم كه برانكو و قلعه‌نويي را با نخستين ناكامي كنار گذاشته و به سراغ علي دايي آمديم و در تعويض او نيز با عجله تصميم‌گيري شد. شكست مقابل عربستان هر چقدر هم تلخ باشد نمي‌توان دايي را تنها مقصر دانست و حتي تيم ما به نسبت بازي‌هاي قبلي خود عملكرد بهتري داشت.

رييس كميته آموزش فدراسيون فوتبال خاطرنشان كرد: ما در مقابل كره شمالي در تهران خوب بازي نكرديم اما، پيروز شديم در حالي كه مقابل عربستان از نظر تاكتيكي بهتر بوديم و نتيجه نگرفتيم، شايد اگر بازي انتقاد آميزي داشتيم اما، نتيجه مي‌گرفتيم اكنون ديگر اين صحبت‌ها مطرح نبود.

مرتضي محصص در ادامه با اشاره به رقابت‌هاي اخير تيم‌هاي عربستاني و ايراني گفت: در ليگ قهرمانان آسيا استقلال و سپاهان ابتدا از حريفان عربستاني پيش افتادند و سپس نتيجه را واگذار كردند كه همين اتفاق براي تيم ملي ما نيز رخ داد، اين فراز و نشيب در فوتبال ما در بحثي به نام (Momentum) به معناي حركت يا انرژي مثبت در فوتبال جاي مي‌گيرد و در زمينه‌ي كنترل بازي توضيحاتي را ارايه مي‌كند.

وي افزود: در فوتبال هر تيم 10 يا 15 دقيقه برتري داشته و مسلط به زمين است و پس از اين زمان حريف بازي را در اختيار مي‌گيرد كه در اين فراز و نشيب همان كنترل بازي است كه مي‌تواند سبب برتري يا شكست يك تيم شود.

وي ادامه داد: ترس عربستان پس از گل شجاعي از بين رفت و آنها ديگر واهمه‌اي از ورزشگاه صد هزار نفري نداشتند و به دنبال تلافي بودند كه در نهايت نيز به هدف خود رسيدند.

محصص خاطرنشان كرد: نبايد دايي را مقصر شكست بدانيم اگر در گذشته به فكر امروز بوديم چنين اتفاقي رخ نمي‌داد و اكنون هم به فكر فردا نيستيم. بي‌ترديد دو حضور پياپي در جام جهاني افتخار بزرگي براي ما است اما، تا زماني كه هدف نهايي تنها حضور در جام جهاني باشد نمي‌توانيم به نتيجه‌گيري در اين رقابت‌ها اميدوار باشيم. مانند دوره‌ي گذشته كه عده‌اي انتظار داشتند ما مكزيك و پرتغال را هم شكست دهيم، در حالي كه با توجه به سابقه و شرايط فوتبال دو كشور اين موضوع غير منطقي بود.

وي ادامه داد: مشكل تيم ايران علي دايي نبود، ما نياز به تقويم و برنامه‌ريزي داريم تا بتوانيم با نگاه به آينده تيم ملي خود را در سطح جهان معرفي كنيم، نبايد نگاه ما به آسيا باشد چرا كه در نهايت مي‌توانيم به تيم‌هايي چون كره جنوبي يا ژاپن برسيم.

محصص خاطرنشان كرد: تيم فوتبال ما به حضور در تورنمنت‌ها و رقابت‌هاي بين‌المللي در سطوح بالا وديدار با تيم‌هاي بزرگ جهان نياز دارد و با توجه به شرايط تيم ملي، بهتر است اين برنامه‌ريزي را براي تيم اميد ايران انجام دهيم.

وي در پايان پيرامون انتخاب سرمربي تيم ملي نيز به ايسنا گفت: در انتخاب سرمربي بايد داراي يك معيار مشخص باشيم تا اين داستان دنباله‌دار حذف پياپي مربيان پايان يابد، ثبات مهمترين عامل موفقيت يك مربي است. مربيان بايد در زمان پيروزي و حتي مساوي و شكست از حمايت مسوولان برخوردار باشند.

نوشته شده توسط علیرضا در 16:2 | لینک ثابت
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

چگونه می توان از خدمات ارزشمند دايي به ورزش ما و بلندی نام ایران در سراسر جهان یاد نکرد. مسئولینی که آن افتضاح را در المپیک به بار آوردند برای توبیخ سزاوارتند یا علی دایی؟

دكتر عليرضا مخبر دزفولي: راستش را بخواهید هم قصه تعیین وهم ماجرای تغییر سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، باز هم همان حکایت همیشگی کارهای کارشناسی نشده و عجولانه و سریال برخوردهای سیاسی و بدون درایتی است که متاسفانه سالها خصوصا در عرصه ورزش همه به آن خو گرفته ایم. واقعیت این است که فوتبال ماهم مثل بقیه چیزهای ماست! در کدام مسئله با آینده نگری و بررسی همه جوانب آن و مشورت خبرگان و فرهیختگان کشور قدم از قدم برداشته ایم که در فوتبال چنین باشیم.

به کسی برنخورد ولی ما کشوری هستیم که همیشه به قیمت صدمات سنگین و جبران ناپذیر راهمان را پیدا می کنیم وبه قیمت جان مردم مشکلاتمان را حل می کنیم. تا ساختمانی فرونریزد و چندین نفر زیر بار آن له نشوند به ایمنی نمی اندیشیم. تا زلزله ای بشدت 6 ریشتر نیاید و ده ها هزار نفر زیر بار مصالح ساختمان هایی که 3 سال نیست ساخته شده اند نمانند، ما به نظارت بر ضدّ زلزله بودن بناهایمان نمی پردازیم. تا کسی در چاه نیفتد سر چاه را نمی گذاریم.
تا هر سال 30 هزار نفر انسان در جاده هایمان نمیرند به فکر اصلاح جاده ها و برخورد با تخلفات حادثه ساز و توقیف خودروها نمی رسیم (باز هم گلی به جمال سردار عزیز رویانیان که این همّت و شجاعت را بخرج داده است و میداندار این حرکت موثر شده است که جای تقدیر بسیار دارد) و.......گاهی حتِّی به قیمت جان انسانها هم حاضر به اصلاح روش ها نیستیم.

مثلا خودروسازان بزرگ کشور که سایه هیچ رقیبی را هم بر سر خود حسّ نمی کنند علیرغم 30 هزار کشته سالیانه در جاده ها و چندین برابر مجروح و مصدوم و معلول، حاضر به افزایش ایمنی خودروها و استفاده از ایربك و ترمز ا بی اس( که شتر ها و قاطرهای جدید هم به آن مجهّز هستند !!!) نیستند. جاده ها خراب، ماشین ها غیر ایمن، رانندگی ها افتضاح ، فرهنگ سازی ها در حدّ صفر ، برخورد با تخلفات در حد ّ هیچ .....خب بنظر میرسد که که چندین برابر این درگذشتگان( خداوند آنها را بیامرزد) که بهمراه خود سی هزار خانواده را و هزاران خانواده وابسته را عزادار می کنند، جان خود با شانس و اقبال بلند به سلامت برده اند و از این انتحارهای دستجمعی جان بدر برده اند.

اکنون فوتبال ما هم چیزی مثل بقیه چیزهای ما از قبیل همین آمار وحشتناک تصادفات جاده ای و بی نظمی های متعدد و متنوع اجتماعی ، وضعیت آموزشی وخیلی چیزهای دیگر ماست چرا بعضی ها انتظار معجزه از فوتبال ما دارند؟

قصد من حمایت از علی دایی نیست اگر چه حدّاقل بخشی از شخصیت علی دایی انصافا قابل تجلیل و در میان فوتبالیست های ما یا بی نظیر و یا کم نظیر است و یا چگونه می توان مثلا از خدمات ارزشمند او به ورزش ما و بلندی نام ایران در سراسر جهان یاد نکرد.

شاید برایتان جالب باشد که بگویم در خارج از کشور بسیاري از مردم جهان، ایران را با علي دایی می شناسند. او برای عزّت ایران از جان مایه گذاشته و سزاوار نیست اکنون هر که از راه می رسد عقده گشایی کند و "فتاده را پای زند".
ضعف بزرگ او در تعامل با رسانه ها و مطبوعات و غروری که داشت صدمات سنگینی را به او وارد کرده است، و چقدر خوب مهران مدیری تنظیم شده یا نشده در مرد دو هزار چهره نقش مطبوعات آن چنانی را به تصویر کشید ! در هر حال غرض این است که در کدام بخش ما به استانداردهای جهانی نزدیک شده ایم که الان انتظار داریم در فوتبال به این درجات برسیم؟

از سوی دیگر واقعا مثلا در همین بحث خودروسازان که اشارتی به آن شد بنظر شما خودروسازی که ماشین های بی کیفیت بدون حدّاقل های ایمنی و استانداردهای زیست محیطی تولید میکند و سلامت مردم را در همه ابعاد تهدید می کند و بعد چند برابر قیمت تمام شده به مردم مظلوم آن را می فروشد و حتّی در بازار بی صاحب و بدون رقابت داخلی در شرایطی که قیمت خودرو درجریان بحران اقتصادی اخیر دربعضی کشورها تا نصف کاهش یافته، حاضر نیستند این ماشین های بی کیفیت بی خاصیت را حتی یک میلیون تومان ارزان کنند و جالب تر اینکه بر سر مردم منّت هم می گذارند که که قیمت این خودرو ها را در سال جدید افزایش نداده اند !!

به نظر شما صدمه این افراد به کشور بیشتر است یا علی دایی؟! به نظر شما این افراد برای تعویض سزاوارترند یا علی دایی؟ کسانی که با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی و اینهمه رفت و آمد های پر سر و صدای دولت های مختلف همّت نکرده اند تا حدّاقلّ جاده های شدیدا حادثه خیز (که خودشان به آنها می گویند جاده های مرگ) را شناسایی و آنها را اصلاح کنند تا شاهد اینهمه مرگ ومیر و مصیبت های خانمانسوز نباشیم، آنها برای توبیخ سزاوارتند یا علی دایی ؟ کسانی که با بی تدبیری در سیاست گذاری بازار مسکن قیمت مسکن را در عرض یکسال به سه-چهار برابر رساندند، بنحوی که خرید مسکن مناسب از دسترس اغلب اقشار عمومی مردم خارج شد(و البته در دولت نهم با تدابیری که لایق تقدیر است و البته با استمداد از بحران اقتصاد جهانی قیمت چند برابر شده و کاذب مسکن تا حدی کاهش قیمت داشته است) به اخراج لایقترند یا علی دایی؟
 
مسئولینی که آن افتضاح را در المپیک به بار آوردند باید تنبیه شوند یا علی دایی؟

بگذارید بهتر بپرسم آيا در کنار توبیخ دایی در فوتبال بدلیل اینکه دل هزاران و بلکه میلیونها هوادار تیم ملی را شکسته و به اعتبار فوتبال ما لطمه وارد کرده است ، با آنها که عامل مرگ ومیر سالی 30000 نفر که در سه دهه می شود 900 هزار نفر، و با احتساب مصدومین و معلولین و خانواده های داغدار به میلیونها نفر صدمات غیرقابل جبران روحی و روانی وارد کرده و هزاران فرزند را یتیم ،هزاران زن را بی شوهر و هزاران مرد را بی همسر و هزاران پدر و مادر را داغدار فرزندانشان کرده اند هم، برخوردی عبرت آموز می شود؟

آیا با کسانی که کرور ،کرور جوانان دسته گل ایرانی را به کام مرگبار بی بازگشت اعتیاد کشانده اند و از سال های آغازین رواج این کشنده خاموش در برابر تلاش برنامه ریزی شده و کثیف دشمنان این نظام الهی در بسط این بلای ویرانگر فقط تماشاچی بودند و هیچ نکردند تا این سمّ مهلک در شریان های اجتماع چنین پرشتاب جریان یافت، هم برخوردی قاطع صورت می گیرد؟ اصلا کسی در این کشور به جرم عدم فرهنگ سازی برای خانواده ها و شناساندن مخدّرها به مردم، و بررسی دقیق و علمی راه های مبارزه با این معضل اجتماعی ، حتی عتابی دیده یا تشری شنیده است؟

باید منصف بود فوتبال ما ، مثل همه چیزهای دیگر ماست سخت نگیرید!

نوشته شده توسط علیرضا در 20:15 | لینک ثابت
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

تورج عاطف: اولین شکست تاریخ فوتبال کشورمان در مقابل عربستان در ایران باعث شد که تمامی انگشتهای اتهام به سوی دائی نشانه رود. باید گفت علی دائی در مسند سرمربی تیم ملی ایران البته اشتباهات فراوانی داشت. کم تجربگی در امر مربیگری و عدم استفاده از تمامی سرمایه های ملی فوتبال کشور و... می تواند دلایلی برای اخراج او از تیم ملی باشد اما باید قدری با دید باز تری به قضیه فوتبال کشورمان بنگریم و با قاطعیت اعلام کنید تنها علی دائی نباید در این بازی قربانی شود و عاملین مشکلات بی شمار فوتبال کشورمان که به طور حتم مدیران ورزش و فوتبال ایران هستند نباید براحتی در پشت اخراج علی دائی مخفی شده و کماکان در پستهای خود مشغول به کار باشند نگاهی به وقایع بعد از جام جهانی 2006 تا آخرین بازی تیم ملی در 2009 بیندازید تا متوجه شوید که علی دائی تنها یک کلید از این دسته کلید فوتبال ایران بوده است و شاه کلید ها همچنان بر مسند قدرت خود مشغول به ادامه روند ناکارآمدی خود هستند.

می خواهیم بپرسیم:

1/ هنگامی که سازمان تربیت بدنی در یک اقدام نسنجیده بعد از بازیهای جام جهانی 2006 محمد دادکان را بعلت عدم حرف شنوی از شخص رئیس سازمان تربیت بدنی از کار برکنار کرد و باعث تعلیق فوتبال ایران شد باز علی دائی مقصر بود؟

2/ هنگامی که تیم ملی امید ما را به بازیهای آسیائی 2006 دوحه نبردند و خواستند با کسب یک مدال طلا تمامی اشتباهات عدم مدیرت سازمان تربیت بدنی در برکناری نابخردانه دادکان را پوشش دهند که صد البته موفق نشدند آیا مقصری بجز مدیرتی سازمان تربیت بدنی مقصر می توانستیم پیدا کنیم و یا این که آنجا هم دائی مقصر بود؟

3/ هنگامی که با این رفتار غیر حرفه ای باعث جدائی سیموئز سر مربی برزیلی تیم ملی امید از تیم ما شدند و تیم ملی ما را به یک باره به بگوویچ سپردند و بی هیچ بازی تدارکاتی باعث قربانی شدن و نابودی تیم ما در راه مسابقات المپیک 2008 پکن شدند باز هم دائی مقصر بود؟

4/ هنگامی که با بر گماردن مجدد مهره همیشه ناموفقی چون داریوش مصطفوی بعنوان سر پرست موقت فدراسیون فوتبال باعث شدند که بساط مضحکه ای به نام خرد جمعی تشکیل وباعث حضور قلعه نوئی در پست سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران و حذف تیم ملی ایران در جام ملتهای آسیا 2007 شدند باز علی دائی مقصر بود؟

5/ هنگامی که بساط انتخابات فرمایشی در فدراسیون فوتبال را به راه انداختند و باعث حضور مهره ای حرف گوش کن و نا کار آمدی چون علی کفاشیان بعنوان رئیس فدراسیون فوتبال شدند باز علی دائی مقصر بود؟

6/روزهائی که فوتبال ما را معطل مهره هائی به نامهای آرتور جرج و کلمنته کردند و سر انجام برای فرار از بازی فرسایشی انتخاب سرمربی تیم ملی برای پنهان شدن پشت یک نام بزرگ در روز مبادا, علی دائی را بعنوان سر مربی تیم ملی ایران انتخاب کردند باز علی دائی مقصر بود؟

آیا نتایج ضعیف در المپیک و شکست مفتضحانه کشتی در جام جهانی در تهران و حذف تیم جوانان و امید در رقابتهای بین المللی هم به دائی ربط دارد ؟بیائیم باور کنیم که دائی مقصر است او نباید به امثالی چون تاج و کفاشیان و علی آبادی اعتماد می کرد, اما با اخراج دائی باید باز هم به خواب خرگوشی رویم که این آقایان باز هم مجال شیرین کاریهای بیشتری داشته باشند؟

بی نوا دائی و شاید بهتر باشد بگوئیم بی نوا فوتبال ما!

» خبرگزاری پارس فوتبال

نوشته شده توسط علیرضا در 19:26 | لینک ثابت
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

شهامت شکرنیا: با وجود اضافه شدن اریش روته مولر که یک تئوریسین و مدرس با سابقه فیفا است ( و چه خوب است از یاد نبریم که اگر دایی نبود وی هرگز پا به ایران نمی گذاشت) و طراحی های تمرینی و تاکتیکی این مربی آلمانی که همیشه به فوتبال ماشینی و در قالب تاکتیک اعتقاد داشته اند ، اما تیم ملی ایران با بودن بازیکنان حرفه ای و البته آماده در زمین هنوز از ضعفهای تاکتیکی در حمله و دفاع رنج فراوان می برد و در حقیقت باید گفت که صحبت دایی بعد از بازی و در کنفرانس مطبوعاتی در این زمینه پربیراه نبود!

شکافته شدن میانه دفاع و بهم ریختگی دفاع ایران در پاسهای تودر و عمقی در بازی با عربستان بسیار مشهود بود. همانگونه که ارسال از جناحین تا ا ندازه ای کمتر و بی خطر تر بوده و قدرت سرزنی دفاع های میانی ایران تا اندازه ای بسیار خوب بوده اما بازهم تاکتیک ضعیف باعث شد تا از روی ضربه ایستگاهی مدافع تنومند عربستان گل بسیار زیبا و هوشمندانه ای را بزند.

به نظر می آید که این بازیکن در بازیهای دیگر هم روی سانترهای از جناحین و مخصوصا در ضربات کرنر این نوع ضربات را بدلیل فیزیک بسیار مناسبش تکرار کرده بود, اما چگونه است که مربیان وی را آزاد و رها گذاشته و بازیکنی در حد او را برای مهارش نگماشته اند؟ حسینی با عقیلی می توانستند این مهم را انجام دهند ولی اشجاری که در این بازی با توجه به تجربه کم ملی تاثیر گذار بود توان مقابله باقدرت آن اندام درشت را نداشت.

بعد از بازی با کره جنوبی که به تساوی انجامید هم صحبت ضعف تاکتیک بود و انتظار داشتیم ، همانگونه که در حمله بهتر از قبل ظاهر شدیم و ضربات آخر مشکل ما شد،در دفاع تیمی هم تغییراتی صورت گیرد. البته تیم ملی فوتبال ایران دچار بیماری مزمنی بنام اما و اگر است که مدتهاست گریبانش را گرفته و باعث تضعیف و نا امیدی هواداران هم شده است.

مدتهاست دوست داریم بدون دغدغه و با آرامش خاطر به جام جهانی برویم و از بازی با تیمهای مطرح دنیا لذت ببریم. این آرزو، دست نیافتی نیست فقط کمی تغییر در افکار و رفتار ما را از این وضعیت معلق نجات خواهد داد. چرا که بیشتر ابزار و آلات پیشرفت را داریم ، از جمله بازیکنان خوب و حرفه ای به اندازه کافی، امکانات در حد ایده آل و لیگی پویا و البته جوان. فدراسیون و مسئولین امر وارث این ارث زیبا و قابل اعتنا هستن, حالا که دایی را از دست داده ایم , باقی داشته هایمان را از دستش ندهیم.

» خبرگزاری پارس فوتبال

نوشته شده توسط علیرضا در 19:21 | لینک ثابت
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

// انتخاب علی دایی برای پنهان شدن پشت یک نام بزرگ در روز مبادا بود.
// آقایان فدراسیونی کجا هستند تا از نمونه شدن فدراسیونشان بگویند؟ فدراسیونی که هنوز قادر به برگزاری یک بازی تدارکاتی مناسب نیست، فدراسیونی که لحظه به لحظه برنامه جدید رو می کند و در این میان هر رسانه در هر کنفرانس مطبوعاتی از دعوت شدن یا نشدن علی کریمی سخن به میان می آورد!!!

علی باستانی: "تجربه معلم سنگدلی است. اول امتحان می کند بعد درس می دهد."
یکی از دوستان روزی این جمله را می گفت که خیلی جذاب بود.انسانها معمولا در زمینه ای که نسبت به آن علم و آگاهی ندارند سعی می کنند با مشورت و از آنان که در این زمینه دارای تجربه هستند راهنمایی بگیرند و چنانچه شکست خوردند با تجربه کسب شده بتوانند در مراحل بعدی و مواجهه مجدد از شکست، مزه شیرین پیروزی را بسازند اما این قانون ظاهرا در ورزش ما جایی ندارد و هر بار دریغ از بار قبل!
این همه کمیته های فنی،مشاورین اعظم و ادعاها و منم منم ها به جایی نرسید چرا که اصل اساسی در ورزش ما رعایت نمی شود چون دوست داریم از یک سوراخ نه یک بار و دوبار که ده ها بار گزیده شویم.
درد فوتبال ما بود و نبود علی کریمی نیست، درد فوتبال ما بازی دادن و ندادن خسرو حیدری نیست، مشکل ما نه علی دایی است و نه اخلاق خاصش، درد فوتبال ما لج و لج بازی رسانه ها با سرمربی تیم ملی و بالعکس نیست، درد فوتبال ما بی برنامگی فوتبال و ورزش ماست.
درد ما انجاست که کار به دست اهل کار نیست.
درد ما آنجاست که وقتی تمامی کشورها اساس امادگی تیم ملی شان را بازی های لیگ و برگزاری آن می دانند، آقایان صاحب کرسی در فدراسیون رگ فهمیدگی شان برجسته می شود و به گاه انتقاد از فدراسیون، پای نظام و خون شهدا را به میان می آورند. آری وقتی سردار برنامه ریز فوتبال ما با لجاجت خاص خودش از برگزاری بازی های لیگ در روهای اول عید خبر می داد و فردوسی پور از لغو آن می گفت باید می دانستیم که چنین روزهایی در پیش است.
در این بین آنچه مایه تاسف نگارنده است، سیبل شدن علی دایی در برابر هجمه انتقادات و فشارهاست. گرچه هدف ازانتخاب دایی در همان روزها که پس از کشمکش فراوان حاصل از ناکارآمدی، انگشت اشاره روی نام دایی گذاشتند انتخاب او برای پنهان شدن پشت یک نام بزرگ در روز مبادا بود.
آقایان فدراسیونی کجا هستند تا از نمونه شدن فدراسیونشان بگویند؟ فدراسیونی که هنوز قادر به برگزاری یک بازی تدارکاتی مناسب نیست، فدراسیونی که لحظه به لحظه برنامه جدید رو می کند و در این میان هر رسانه در هر کنفرانس مطبوعاتی از دعوت شدن یا نشدن علی کریمی سخن به میان می آورد!!
آری فدراسیون ما نمونه شده است فقط بدلیل برخی پارامترهای خاص AFC نه برنامه ریزی و اجرا و برگزاری. آقایان توهم برشان داشته که در همه زمینه ها نمونه شده اند که اگر چنین باشد باید به قوه تعقل بن همام و همکارانش شک کرد.
منکر اشتباهات علی دایی نبوده و نیستیم اما اعتقادمان بر این است که علی دایی مانند هر انسان دیگر اشتباه کرده و می کند ولی باید پذیرفت که علی دایی در این بین خیلی مقصر نبوده و نیست اما اکنون اوست که مقصر اصلی قلمداد می شود.
بازی دیروز تیم ملی نشان داد که روند حرکتی تیم مثبت و روبه جلو بوده است.
...اما در این بین یک چیز واضح است. تیم ملی باخته و کار صعودش به اما و اگر رسیده اما فوتبال ما نشان داده که همیشه لقمه را باید دور سر بچرخاند و این است که از پس قطر بر نمی آید تا جان به لب میلیون ها ایرانی بیاید تا در استرالیا، به جام جهانی برسد گویا شیرینی برامده از پس شکست برایمان گواراتر است.
برای تیم ملی هنوز فرصت باقی هست و سوالی که به ذهن هر علاقمند به فوتبال می رسد:"برکناری علی دایی در این مقطع چاره درد است؟ ... و آیا گره ای از مشکلات فوتبال ملی ما باز می کند؟ آیا با برکناری دایی سیستم برنامه ریزی فدراسیون درست می شود؟ آیا یک حریف تدارکاتی مناسب برای تیم ملی پیدا می شود؟"
نه خودمان را گول نزنیم. فوتبال ما بیمار تر از این حرف هاست. اما وقتی به دعوت از دایی برای عضویت در کمیته مدرسین فیفا در جام جهانی 2010 و یا عضویت در کمیته فنی فیفا(که هر ساله وظیفه انتخاب بهترین بازیکن جهان در بخشهای مختلف را دارد) و نامزدی برای نائب رئیسی فیفا در کمیته جوانان این نهاد فکر می کنیم به این نتیجه می رسیم که آیا به واقع ما قدر داشته هایمان را می دانیم؟
یاد صفایی فراهانی به خیر که چه نیکو گفت: "انتخاب علی دایی برای پنهان شدن پشت یک نام بزرگ در روز مبادا بود."

» خبرگزاری پارس فوتبال

نوشته شده توسط علیرضا در 19:17 | لینک ثابت
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

// دایی برکنار شد تا در یکی از سیاه ترین نوروزهای ورزش ایران با دست خوداسطوره کشی کنیم.
// دایی برکنار شد تا نشان دهیم "اصول" در فوتبال ما جایی ندارد.

مهدی بذرافکن: علی دایی برکنارشد. درست مانند امیر قلعه نویی و سایر همکاران!
دایی برکنار شد تا نشان دهیم در تعویض مربی دست کمی از اعراب نداریم، چه حتی از آنان نیز عجول تریم!
دایی برکنار شد تا در یکی از سیاه ترین نوروزهای ورزش ایران با دست خوداسطوره کشی کنیم.
دایی برکنار شد تا نشان دهیم "اصول" در فوتبال ما جایی ندارد.
دایی برکنار شد تا به راحتی آب خوردن و به سادگی لبخندهای رییس فدراسیون فوتبال اعجوبه فوتبال مملکت با خاک یکسان شود!
لطفا زود قضاوت نکنید.احساساتی هم نشوید. ما هم احساساتی نشده ایم اتفاقا نویسنده این مطلب حتی دایی را یک بار هم از نزدیک ندیده و هیچ دوستی و قرابتی با او ندارد که بخواهد بی جهت و چشم بسته از او طرفداری کند.
خوشبختانه علی دایی هم اهل باج دادن نبوده و نیست که حالا با نوشتن این مطلب متهم به باج دادن به "ما" و "ما" متهم به باج گیری از او شویم.
علی دایی علی دایی است . بی کم و کاست و البته که همین مردم او را علی دایی کردند.
من،تو،ما...
اما سوال این است طی 30 سال گذشته میان این همه فوتبالیست چرا فقط یکی علی دایی شد؟!
چرا به قول علی کریمی فقط "علی دایی را خدا بغل کرده بود"؟ چرا دیگران علی دایی نشدند؟...و سوال های بی شمار دیگر.
حرف و حدیث در این رابطه زیاد است و در این مجال فرصت اندیشیدن و پرداختن بدان نیست.
حرف این است. دایی چرا برکنار شد؟ حتما به خاطر باخت برابر عربستان-که صد البته باخت تلخی بود-اما کاش این را هم  می دانستیم که این باخت اولین باخت رسمی علی دایی در قامت سرمربی تیم ملی فوتبال بود.
تیم ملی برابر عربستان باخت. بد هم باخت. اما آیا در این مقطع برکناری دایی بهترین چاره کار بود؟
در بازیهای حساس باقی مانده کدام سرمربی داخلی و خارجی می خواهد این تیم ملی را جمع کند؟
آیا دایی مرد روزهای سخت نبود؟ آیا او این مهم را بارها نشان نداده بود که بتوانیم لااقل تا پایان بازیها به او فرصت بدهیم؟ آیا حال با تغییر مربی حتی اگر از مریخ آمده باشد می توان معجزه کرد؟!
او با تیمش به عربستان باخت اما می توانست ادامه دهد هرچند امیدها کمرنگ شده. اما دیگر کار از کار گذشته بود و می شد دایی را حفظ کرد تا او با شناخت از تیم ملی نقاط ضعف را برطرف می کرد.
حالا کدام مربی می تواند در این اندک فرصت به داد تیم ملی برسد؟!
اعتقاد داریم باید به دایی فرصت داده می شد و بعد از گذار از این بحران درباره او تصمیم گیری می شد.
اکنون به هر حال دایی برکنار شده و نوشتن این سطور چه دردی  می تواند دوا کند جز اینکه "خاک مرده را باد دهد"
دایی برکنار شده  و ما با دست خود برترین فوتبالیست مطرح جهانی خود را محو کردیم تا برخی ها نشان دهند قدرت دارند و برکنار می کنند , پس هستند!
امیدواریم چاره کار عقل کل های فوتبال "چاره کار باشد" و آنان نشان دهند مدیر بحران هستند نه مدیر عمران!
ختم کلام ما آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال است, چه با علی دایی چه بی علی دایی...
اما لب کلام ما حیف شدن اسطوره ای بود که خیلی گران بدست آوردیم و بسیار ارزان فروختیم...

» خبرگزاری پارس فوتبال

نوشته شده توسط علیرضا در 19:14 | لینک ثابت
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388

حسن روشن: کنار گذاشتن علی دایی، از سرمربیگری تیم ملی به فدراسیون فوتبال مربوط نمی‌شد . بر این باورم که دایی قربانی ضعف های دیگران شد و شک نکنید که مربی آینده تیم ملی هم در صورت ناکامی حذف خواهد شد تا مقصران اصلی ناکامی فوتبال مشخص نشوند و همچنان پنهان بمانند . دقیقا کاری که داریوش مصطفوی در مسابقات مقدماتی جام‌جهانی در سال 98 انجام داد و محمد مایلی‌کهن جای خود را به ویرا داد.

عربستان در مسابقات مقدماتی جام‌جهانی 78 که ما در تیم ملی حضور داشتیم در حدود 50 نفر از مدرسان انگلیسی را برای کار در تیم‌های پایه خود قرار داده بود و آن زمان بودذ که ایران با تیم دوم خود عربستان را به راحتی شکست می داد ولی آنها آینده نگری کردند و ما از اصل کار غافل ماندیم. متاسفانه در فوتبال ما این قبیل کارها صورت نمی‌گیرد . من خودم به آقای علی‌آبادی پیشنهاد دادم که وجود آکادمی فوتبال در هر باشگاه را اجباری کند که البته وی در پاسخ به من قول این کار را داد اما در عمل خبری نشد و من فکر می‌کنم نگذاشتند وی چنین کاری را انجام دهد.

در شرایط فعلی هر مربی مسئولیت هدایت تیم ملی را بر عهده بگیرد به سودش خواهد بود چرا که در صورت موفقیت خواهد گفت این من بودم که تیم ملی را به جام‌جهانی بردم و اگر هم شکست بخورد بهانه خواهند داشت که تیم را در شرایط بحرانی تحویل گرفته است. البته سرمربی جدید این امتیاز را دارد که هر بازیکن جدیدی را که بخواهد می‌تواند به تیم ملی دعوت کند.

 اگر بتوانیم در 3 بازی آینده 7 امتیاز کسب کنیم شاهکار کرده‌ایم ولی من به عنوان یک ایرانی معتقدم بازیکن ایرانی می تواند در لحظات دشوار خود را نشان دهد و از این رو نباید نسبت به این تیم ملی نا امید باشیم. ما زمانی‌که آقای آسیا بودیم یک بار در پیونگ یانگ به مصاف تیم ملی کره شمالی رفتیم و تا یک هفته بعد فکر می‌کردیم در جهنم بازی می‌کردیم حالا که تیم کره شمالی بسیار هم پیشرفت کرده‌ و بازی در پیونگ یانگ مقابل کره مانند آتشکده خواهد بود. فقط برابر امارات در تهران بازی داریم که به نظر ساده‌تر از دو بازی دیگر است . در مجموع شرایط صعود ما به جام‌جهانی خیلی سخت شده است حتی اگر عربستان را می‌بردیم شاید به عنوان تیم سوم در مرحله پلی آف حاضر می‌شدیم اما حالا کار بسیار مشکل است با این حال ما امیدواریم تیم ملی کشورمان به جام‌جهانی صعود کند.

نوشته شده توسط علیرضا در 19:10 | لینک ثابت
شنبه سوم اسفند 1387

فرهاد عشوندی: «دو نماینده مجلس به رئیس جمهور تذکر دادند تا کمیته بررسی علل ناکامی تیم ملی فوتبال را تشکیل دهد». این مهمترین خبر فوتبال کشور در روزی نیمه تعطیل بود. دو نماینده مجلس که یکی از آنها (حسن غفوری ‌فرد) خود سالها رئیس سازمان ورزش کشور بوده، با ایراد تذکر آیین نامه ای از رئیس جمهور خواستند پیگیر نتایج ضعیف تیم ملی شود.

 
اما آیا به واقع تساوی برابر کره جنوبی در تهران را باید به چالشی بزرگ برای کادر فنی تیم ملی کشور تبدیل کرد و با تهیج مردم، فشار را بر کادر فنی تا جایی افزایش داد که کنترل فکری شان را بر مسائل از دست بدهند؟
جناب آقای مهندس غفوری فرد، جالب است که پس از سال ها به یاد ورزش افتاده اید و این بار برای تیم ملی قبل از اینکه اتفاقی تلخ بیفتد، احساس خطر کرده اید؛ اما شاید پس از نزدیک به یک دهه زمانش رسیده باشد که به مردم بگویید چرا در دوران حضورتان در راس امور ورزشی کشور، ورزش ما سالهایی ایستا را سپری می کرد و تیم ملی فوتبال به رغم برخورداری از استعدادهایی درخشان در اواخر دهه 60 نتوانست به هیچ موفقیت بزرگی برسد؟ امیدوارم که پاسخ تان به این پرسش پیش کشیدن سالهای جنگ تحمیلی نباشد که بدون شک ناکامی تیم ملی فوتبال ایران در بازی های مقدماتی جام جهانی 1994 در قطر کوچکترین ارتباطی با اتفاقاتی که سال ها پیش از این افتاده بود نداشت و این تیم که سرشار از استعداد بود، با هدایت مردی پا به بازی ها می گذاشت که انتخاب شخص شما و تشکیلات تان در سازمان ورزش بود. شما، علی پروین و تیم ملی با همه پتانسیل بالایش از صعود به جام جهانی باز ماندید چون جسارت و برنامه ریزی در تشکیلات ورزش ایران وجود نداشت.


این بار اما درحالی که هنوز تیم ملی در جدول رده بندی بازی های گروه از شرایطی مساعد برخوردار است، «آلارم» می دهید و حساسیت بر می انگیزید. هشدار می دهید و چیزی طلب می کنید که خود بهتر از هر کسی می دانید حتی در صورت تحقق خواسته تان، کوچکترین نقشی در موفقیت یا عدم موفقیت تیم ملی نخواهد داشت.
به فرض که همین امروز کمیته ای با حکم شخص اول اجرایی کشور مامور شوند تا علل نتایج ضعیف تیم ملی را در بازی با کره و تایلند بررسی کنند. خودتان فکر می کنید چقدر زمان لازم است تا چنین کارگروهی به نتیجه برسند؟ چند ماه است که از ناکامی کاروان ایران در المپیک می گذرد؟ شما و همکاران تان کارگروه تحقیق برای بررسی و شناخت مسببین این ناکامی را پس از نزدیک به 5 ماه تلاش (به گفته خودتان شبانه روزی) آماده کرده اید. واقعا با این نتایج چه تحولی را در ورزش کشور ایجاد می کنید؟ چه گامی بر می دارید تا در المپیک بعدی ورزش ایران این گونه ناکام نباشد؟ غیر از این است که کارگروه تان تمام انرژی اش را گذاشته تا عده ای از عده ای دیگر انتقام بگیرند و مدیر سابق استقلال به رئیس سابقش نشان دهد که سطح لیاقت شان برای مدیریت ورزشی به یک اندازه است؟


مهندس غفوری فرد حالا که پس از سال ها به یاد ورزش و فوتبال افتاده اید، می شود توضیح دهید از کدام ناکامی بزرگ این چنین برآشفته اید؟ تساوی با کره جنوبی در تهران و شرایط فعلی تیم ملی آیا ما را در آستانه حذف از جام جهانی قرار داده که نگران شده اید؟ شاید لازم نباشد؛ اما بیایید یک بار با هم سری به جدول نتایج گروه بزنیم. در این گروه کره جنوبی حالا با 8 امتیاز از 4 بازی در صدر جدول است و همسایه شمالی آنها 7 امتیاز دارد. تیم ما هم که پس از این دو تیم قرار گرفته، 6 امتیازی است. ایران هیچ یک از بازی های 4 گانه اش را نباخته و از دو بازی خارج از خانه با دو تیم عربی 2 امتیاز گرفته. هنوز 2 بازی خانگی برابر عربستان و امارات داریم که می تواند 6 امتیاز را برایمان به همراه داشته باشد و حتما از یاد نبرده اید که کره همیشه جدی ترین رقیب ایران در آسیا بوده و هست. حتما به یاد دارید که بارها اتفاق افتاده که تیم ملی ایران هم در سئول از کره امتیاز بگیرد چون این دو تیم به طور ذاتی برای بازی با هم استرس دارند که کمتر پیش می آید بازی های شان پیروزی قاطع داشته باشد.


نکته اما اینجاست که شما در شرایطی خاص که به خوبی از آن آگاهی دارید، با جمله ای عجیب باعث می شوید فشار بر کادر فنی تیم ملی افزایش یابد. خواسته یا ناخواسته فضای رسانه ای کشور و علی دایی میان هم دیواری بلند از بی اعتمادی ساخته اند و به درست یا غلط هیچ گاه نمی توانند از پس این پرده ضخیم گذشته و به هم نزدیک شوند. رسانه ها در هر صورتی بر خود حکم می دانند که از دایی انتقاد کنند فارغ از اینکه ببینند او با نسلی نو، نتایجی قابل قبول را گرفته و هنوز شانسی بالا برای صعود به جام جهانی دارد. دایی گر چه با تیم جوانش اشتباهاتی دارد؛ اما نتایجش طوری نبوده که نیاز به تشکیل کمیته تحقیق برای شناخت ضعف هایش داشته باشد.
این گفته تنها بهانه ای را به دست مخالفان سرمربی تیم ملی می دهد که بتوانند سیاه نمایی شان از شرایط فعلی جدول بازی ها را بیش از قبل صورت دهند. اتفاقی که خشم سرمربی تیم ملی را به همراه دارد و تمرکز او را بیش از قبل می کند تا تسلطش را از دست دهد و تصمیماتی احساسی تر بگیرد.


نماینده محترم مردم تهران! اگر هشدار شما به دلیل دعوت نشدن چند بازیکن اسمی به تیم ملی است باید گفت این حق سرمربی تیم ملی است که برای تیمش تصمیم بگیرد و بازیکن فرا بخواند.
فراموش نکنید هیچ هدفی والاتر از صعود به جام جهانی پیش روی ورزش ما نیست و این هدف محقق نمی شود مگر در سایه همدلی.

آقای مهندس! نکند نکند خدای ناکرده حرف برخی بدخواهان درست است و شما علاقه ای به صعود تیم ملی ندارید؟ قطعا این چنین نیست پس لطفا به دلیل جایگاهی که دارید، دستاویزی برای ضربه زدن به تیم ملی ایجاد نکنید.


بازدیدکننده‌ی محترم! از این پس می‌توانید از طریق آدرس جدید به این پایگاه دسترسی داشته باشید: www.DaeiNews.ir

نوشته شده توسط علیرضا در 23:54 | لینک ثابت